روزنامه سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگــی
 -  - 
23 خرداد 1398  |  فرهنگ و هنر  |  کد خبر: 62545
0
0
رابطه دو سویه فقر و آسیب های اجتماعی
ستاره لطفی: در زمانه‌ای زندگی می‌کنیم که «پول» بر همه چیز حکومت می‌کند، بسیاری از رویاها و آرزوها تنها به پول ختم می‌شود.
قرن ما قرن مادیات است و همه چیز با آن سنجیده می‌شود. همه مظاهر جامعه از مادیات تاثیر می‌گیرد. سبک زندگی، عادات، باورها ، آداب و رسوم همه به مادیات بستگی دارد. حتی پاسخ گفتن به هدف‌های متعددی که در پیش پای افراد این قرن نهاده شده است، همه نیاز به پول دارند.
در چنین شرایطی فقدان و عدم دسترسی به منابع مالی و مادی و همچنین مرتفع نشدن نیازهای که لازمه برآورده شدن آن، پول باشد. زمینه را برای گسترش ناهنجاری‌های اجتماعی فراهم می‌کند، چرا که بخش عمده‌ای از مسائل و آسیب‌های اجتماعی در حوزه اقتصاد معنا می‌یابد و به دلایل اقتصادی این مسائل در جامعه بروز می‌کند.
دین نیز فقر را به آسیب‌های اجتماعی گره زده‌ است، در مباحث دینی آمده است که « وقتی فقر از دری وارد شود، ایمان از در دیگر خارج می‌شود».
«مارکس» نیز معتقد است: «فقر مادر تمام نابسامانی‌ها است». این جملات که یکی ریشه در مباحث دینی دارد و دیگری از نظریات نظریه‌پردازان اجتماعی است، تبعات فقر را در افزایش آسیب‌های اجتماعی به روشنی نشان می‌دهد. در واقع نابرابری و فقر حس تبعیضی را به وجود می‌آورد که موجب تبعات اجتماعی مختلف این پدیده می‌شود.
فقر و آسیب‌های اجتماعی رابطه‌ای دو سویه‌ و مستقیمی دارند. به این معنی که هر مقدار نرخ فقر در جامعه‌ای رو به فزونی رود، آسیب‌های اجتماعی آن نیز به همان مقدار افزایش پیدا می‌کند. برای صحت سنجی این موضوع کافی است به زندان‌ها رجوع کنیم. بخش زیادی از افراد زندانی به دلیل فقر و مشکلات مادی سر از زندان درآورده‌اند.
فقر با بسیاری از مسائل و آسیب‌های اجتماعی از جمله بیماری های روحی و روانی، افزایش مرگ و میر، شکست تحصیلی، انواع هنجارشکنی ها و قانون گریزی ها، خشونت، پرخاشگری، اعتیاد، جرم و مصرف دارو ارتباط دارد. فقر راه فساد را می‌گشاید و انسان را به ورطه سرقت، جنایت، بیماری‌های روانی می‌اندازد.
فقر یک اصطلاح عام است و براساس جوامع تعاریف متفاوتی دارد.تعریف فرد فقیر در جامعه آفریقایی با فقیر در جوامع اروپایی فرق دارد. در ادبیات روزمره فقر یعنی ناکامی در برآورده کردن نیازهای زندگی. نیازهای زندگی در هر جامعه‌ای بنا به شرایط اقتصادی آن جامعه تعاریف متفاوتی دارد.
در برخی از کشورهای آفریقایی فقر به معنای گرسنگی تعبیر می‌شود و فقیر کسی است که از سیر کردن شکم خود و یا خانواده‌اش عاجز باشد. در جوامعی که از لحاظ اقتصادی پیشرفته‌تر هستند، فقر معیشتی وجود ندارد و دسترسی به امکانات رفاهی بیشتر یا نوع و مدل ماشین و یا حتی سکونت در کدام منطقه شهر می‌تواند شاخصی برای تعیین فقر باشد.
در کشور ما فقر به شکل نابرابری‌های اجتماعی و فاصله طبقاتی است. فقر مقایسه‌ای داریم. یعنی افراد از طریق مقایسه با هم احساس فقر می‌کنند. یعنی کسی که ماشین مدل پایین و یا ارزانی دارد و یا در مناطق پایین شهر زندگی می‌کند احساس فقر می‌کند.
زمانی که مردم یک جامعه از لحاظ مادی گرفتار فقر و نابرابری ‌شوند، برای به دست آوردن تعادل زندگی خود، دست به فعالیت و اقداماتی می‌زنند. در این شرایط اگر زمینه برای برآورده شدن نیازها به صورت اصولی و درست مهیا نباشد و آنها نتوانند از راه صحیح که همان کارمولد است، نیازشان را پاسخگو باشند، راهشان را کج می‌کنند و برای جامه عمل پوشاندن به خواسته‌هایشان، دست به انجام ناهنجاری اجتماعی می‌زنند و با این عمل هم خود و هم جامعه را دچار خسران و تباهی می کنند.
البته در برخی مواقع مذهب، تربیت و ارزش‌های حاکم بر خانواده می‌تواند تا حدودی این روند را کند کند و باعث شود که افراد برای مرتفع شدن نیازهایشان کمتر به دنبال عمل خلاف بروند. اما درنهایت افراد تا اندازه‌ای می‌توانند در مقابل ناداری و بی‌چیزی مقاومت کنند، بعد از آن به هرچیزی روی می‌آورند. فقر زندگی را نابود می‌کند و تمام جرایم از فقر و نداری نشات می‌گیرند.
استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع میباشد. طراحی و اجرا توسط: هنر رسانه