روزنامه سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگــی
 -  - 
15 آبان 1397  |  سیاست  |  کد خبر: 54741
0
0
نگاهی به یک تفاوت سیاست ایرانی با سیاست آمریکایی
ملی‌شدن سیاست محلی
در بررسی رقابت‌های سیاسی آمریکا و تعقیب اخبار آن، یک نکته ممکن است توجه را به خود جلب کند و آن حضور جدی رقابت‌های سیاسی از سراسر کشور، در مرکز توجه مردم و رسانه‌های سراسر کشور است. در دوران انتخابات ویژه این مسئله عجیب نیست: وقتی انتخابات دیگری در جریان نیست، خیلی غیرعادی نیست که رقابت عجیبی مثل رقابت روی مور جمهوری‌خواه و متهم به رابطه با دختران زیر سن قانونی، با داگ جونز دمکرات، در آلابامایی که ربع قرن هیچ دمکراتی را به سنا نفرستاده بود، مرکز توجه همه شود؛ اما این اتفاق در روزهای انتخابات نوامبر هم تکرار شده و می‌شوند.
در صحنه سیاسی آمریکا، یکی از مشهورترین چهره‌های دمکرات امروز الکساندریا اوکازیو کورتز ۲۸ساله است که جوزف کراولی را در انتخابات اولیه حزب دمکرات کنار زد تا با ترکیب جمعیتی آن منطقه و بدیهی‌بودن پیروزی گزینه دمکرات، هم در جوانی نمایندگی کنگره با ۲۹ سال سن رکوردشکن شود و هم گزینه جانشینی پلوسی را کنار بزند؛ اما لزوماً نیاز به تاریخ‌سازی هم نیست: رقابت‌های مختلفی از سراسر کشور در انتخابات این دوره در مرکز اخبار و توجه رسانه‌ها و مردم قرار دارند. کنارزدن تد کروز از کرسی سنای تگزاس، البته خبر مهمی خواهد شد اما کسی مثل اندرو گیلام در رقابت فرمانداری فلوریدا و در مقابل ران دسانتیس مشهور شده. هیچ کدام صاحب فعلی کرسی نیستند و هیچ کدام پیش از این مشهور نبوده اند و فلوریدا هم ایالتی نیست که انتخاب یک فرماندار دمکرات برایش، آن چنان خبر عجیبی باشد.
این وضعیت را می‌توانید با انتخابات در ایران مقایسه کنید. رقابت تهران، حتی در شورای شهر، از پیش از زمان تعیین نامزدها که البته بدون انتخابات و بدون حزب انجام می‌شود، در مرکز اخبار رسانه‌ها قرار می‌گیرد و در مقابل رقابت‌های خارج از تهران، انگار در پس‌زمینه حرکت می‌کنند. لازم است نماینده‌ای مثل نادر قاضی‌پور از تبریز، در مجلس آن چنان فعال و خبرساز باشد و در سخنرانی تبلیغاتی، آن طور از خطوط قرمز عبور کند تا تازه توجه کنیم که آقای قاضی‌پور در رقابتی انتخاباتی و تازه با همه شلوغی خبری آن ماجرا در سال ۹۴، کسی نامی رقیب او را می‌داند؟ یا مثلاً انتخاب شهردار در اراک و کرج نیز مثل تهران با تقابل‌های سیاسی همراه بوده اما کمتر کسی، حتی از مردم این شهرها، در جریان این ماجراست و البته همه روزبه‌روز پیگیر روند استعفای نجفی بودیم.
این توجه نامتوازن، مزایایی برای آمریکاییان دارد و مضراتی برای ایرانیان. تجربه برنامه نود در دو دهه اخیر نشان داده بسیاری اوقات عدم‌توجه عمومی ممکن است تنها دلیل برای تصمیمات دردسرساز مدیران و مسئولان شود: وقتی کسی نگاه نمی‌کند، چرا هر طور می‌خواهیم نکنیم؟
این به معنای بی‌نقص‌بودن سیستم آمریکایی هم نیست. در همان آمریکا نیز بسیاری تصمیمات و اتفاقات نامطلوب یا حتی مطلوب از زیر رادار رسانه‌ها عبور می‌کنند. از طرف دیگر، بخشی از این توجه عمومی نیز ناشی از روند نفوذ رقابت حزبی ملی تا پایین‌ترین سطوح رقابت است. این نوع از تبدیل رقابت محلی به مسئله ملی است که باعث می‌شود گاهی حتی در محلی‌ترین رقابت‌های انتخاباتی آمریکا هم به جای مسائل جاری منطقه، چپ و راست و آبی و قرمز تصمیم بگیرد. از این لحاظ، در بسیاری مناطق ایران، جناح‌های سیاسی و احزاب عملاً نقشی ندارند و آشنایی‌ها و مسائل محلی تعیین‌کننده می‌شود.
اما همزمان باید اذعان کرد، خصوصاً به لطف رسانه‌های اجتماعی، سیاستمداران و مدیران محلی در آمریکا بسیاربیشتر از ایران زیر ذره‌بین انتقادی در سطح ملی قرار می‌گیرند. این شکل از توجه سه فایده بدیهی دارد:
۱. مسئولی که فشار نگاه یک ملت را بر دوش خود احساس می‌کند، احساس مسئولیت بیشتری دارد و البته دسترسی کمتری به جریان رسانه‌ای تاثیرگذار و از این رو ناچار است، دقت عمل بیشتری داشته باشد.
۲. احساس تبعیض بین مناطق مختلف و تصور اینکه رسانه‌ها فقط برای چند شهر مهم اهمیت قائل‌اند، کمتر می‌شود و این خود، عامل مهمی در رضایت آن‌ها از مسئولان خواهد بود.
۳. این توجه، انگیزه مشارکت و پیگیری شهری را هم افزایش می‌دهد. شهروندی که از وقایع خبردار است با دیدن این حجم از پیگیری، انگیزه نقش‌آفرینی بیشتری می‌یابد و شهروند بی‌خبر نیز گاهی به لطف رسانه‌های ملی از خوب و بد اتفاقات شهر و منطقه خودش باخبر می‌شود.
امکانات و دغدغه‌های رسانه‌ها اگر اجازه دهند و البته مردم به عنوان مخاطبان و مشتریان اگر خواستار باشند، هر از گاهی چرخاندن دوربین‌ها و قلم‌ها در جهت‌هایی به جز تهران و چندشهر بزرگ، به نفع تمام کشور خواهد بود و البته حق بدیهی همه اهالی ایران.
استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع میباشد. طراحی و اجرا توسط: هنر رسانه