روزنامه سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگــی
 -  - 
21 شهریور 1397  |  بین الملل  |  کد خبر: 52735
0
0
برای روز ملی سینما
جادوی پرده
عباس ابوالفتحی- جل الخالق! می گفتند: این اجنبی ها یک پرده ای دارند که آدم ها توش راه می‌روند. هر چیزی که تو فکرش را بکنی داخلش جا می‌گیرد. آسمان به آن بزرگی، زمین به این سنگینی، آتش رویش می افتد ولی نمی سوزد، دریا هست اما خیس نمی شود... هر چیزی. جالب ترش آنجاست که می‌شود داخلش زمان را برگردانی. این پرده جادو به این مقدارها بسنده نکرد، قوانین مطلق طبیعت هم زیر سوال رفت، پدر نیوتن در آمد تا کشف کرد همیشه سیب از بالا به پایین می افتد، حالا روی پرده سحر می کردند و برعکس می شد. اصلا بگذار آب پاکی روی دستت بریزم. آقا یک دنیای دیگری بود. از همان دنیا ها که بنی آدم فقط خیالش را می تواند بکند. با دستگاهی که اسمش را سینماتوگراف گذاشتند، مرز بین واقعیت و تصور از بین رفت. همش هم تقصیر همین اجنبی‌های خدا نشناس بود. از بیکاری و بی عاری نشستند فکر کردند، تا یک چیزی درست کنند که آدم را از راه بدر کند.
روزگار عین چرخ و فلک جادو می چرخید هر روز یک دستگاه با شمایل عجیب و کار عجیب تر از جعبه شامورتی بازی غربی ها در می آمد. سال ۱۸۹۵ بود که برادران «لومیر» از سینماتوگراف پرده برداشتند. یکی شان هندلی را که کنار دستگاه تعبیه شده بود، می چرخاند و از دماغه اش نوری جادویی روی پرده ای چند قدم آنطرف تر می افتاد. دنیای جدیدِ رویایی آنجا روی پرده بود. همانجا که همه چیز را می‌شد وارونه کرد و آرزو ها را کشید. دست بشر دیگر محال اندیش نبود. می شد همه کار کرد. پاریسی ها از اولین ها بودند‌، مثل همیشه آنتیکها توجهشان را جلب کرده بود. خیلی خوششان آمد. برادران لومیر تصیم گرفتند نماینده بفرستند به کشور های مختلف تا شهره شان عالمگیر شود. ایران قاجارها را اما داخل آدم حساب نکردند. خاک فلک زده ای که هر وجبش هزاران سال تمدن و فرهنگ هنر در دلش خفته بود. «سینموفتوگراف» به قول همایونی (شاه این دوربین را اشتباهاً سینموفتوگراف مى‌نامید) پنج سال از عمرش می گذشت که خدمت مبارک مظفرالدین شاه معرفی شد. همان طور که در سفرنامه اش آمده؛ 17 تیر ماه سال 1279 که شاه طبق عادت شاهانه اش رفته بود عشق وحالِ فرنگی بکند به اتفاق «میرزا ابراهیم‌خان عکاس‌باشى» با دستگاه سینموفتوگراف و لانترن ماژیک آشنا شده بود. یک ماه بعد هنگامی که در ساحل دریای بلژیک، جشن روز عید گل برگزار شد، حضور مبارک همایونی روی پرده جادو به توسط میرزا ابراهیم ‌خان عکاس‌باشى ثبت گردید. به همین دلیل می شود بانی ورود اولین دوربین فیلم برداری و نمایش فیلم را مظفرالدین شاه دانست و عنوان نخستین فیلم بردار را به ابراهیم ‌خان عکاس‌باشى داد. همان سال در تبریز کاتولیک ها اولین سینما را به نام «سینما سولی» بنا کردند، اما شش سال بعد به دلیل در دسترس نبودن فیلم های تازه تعطیل شد. تا سال 1309 که «اوانس اوگانیانس» فیلم بلند «آبی و رابی» را ساخت، تک و توک سینما های تاسیس شده در ایران به نمایش فیلم‌های غربی روی آورده بودند. آبی و رابی اولین فیلم بلند ایرانی بود که به نمایش در می آمد. حالا ما هم داشتیم کم کم جای پای مان را در عرصه این هنر مدرن سفت می‌کردیم. 1312 «دختر لر» که بعد‌ها بنام جعفر و گلنار معرفی شد توسط «اردشیر ایرانی» در سینما مایاک خیابان لاله زار روی پرده رفت و با استقبال بی سابقه ای روبرو شد. پس از هفت ماه جهد جد بی دریغ کارشان به ثمر رسیده بود. کارگردان هنری دختر لر با «عبدالحسین سپنتا» بود و کارگردان فنی اردشیر ایرانی. اگرچه نقش اساسی در تهیه فیلم با سپنتا بود بعدها اما آن را ساخته ایرانی دانستند.
اوانس اوگانیانس مهاجری ارمنی/ روس بود. تحصیلاتش در زمینه سینما که تمام شد با فکر تاسیس مدرسه سینمایى به ایران آمد. بعد از تاسیس اولین مدرسه سینمایی در ایران در دور اول توفیقی نیافتند اما دور دوم کمی نتیجه گرفتند. دروس ارائه شده شامل فیلم‌برداری، بازیگری، ورزش، موسیقی، رقص، ژیمناستیک، تاریخ لباس بود. سال1317 به هند رفت تا کار سپنتا را ادامه دهد که درگیر مسائل سیاسی شد و هر چند بعد ها چندیدن بار تلاش کرد به عرصه برگردد اما موفق نشد.
عبدالحسین سپنتا تحصیلاتش را در مدرسه سن لوئی و مدرسه زرتشتیان تهران و اصفهان گذراند. در کالج آمریکایی هم تحصیل کرده بود و به تاریخ و ادبیات باستان ایران هم علاقه فراوانی داشت. ورودش به سینما تصادفی بود. آشنایی او با اردشیر ایرانی منجر به تولید دختر لر شد که فیلم های صامت آن زمان را از رونق انداخت. مقارن با یکصدمین سال ورود سینما به ایران در چهارمین جشن بزرگ سینما روز 21 شهریور به عنوان روزی نمادین وارد تقویم شد و «روز ملی سینما» نام گرفت.
استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع میباشد. طراحی و اجرا توسط: هنر رسانه