روزنامه سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگــی
 -  - 
21 شهریور 1397  |  سیاست  |  کد خبر: 52689
0
0
منتقدان روحانی سیاست‌های کلان او را به چالش کشیده و بر این باورند که رئیس جمهور درصدد امتیازگیری از کلیت نظام برای مذاکره است؛
کیش دولت، مات حاکمیت؟
گروه سیاسی- مانوشاک خان‌محمدی: در ماه های اخیر آن چنان موضوع دیپلماسی با مسائل داخلی گره خورده که تبدیل به معمایی تکراری شده است. دیگر نمی توان برای نحوه پیدایش بحران تشخیص داد که کدام عامل در دیگری ریشه دارد. این کلاف سردرگم در فضای سیاسی ایران معمولاً در فرهنگ عامیانه از گذشته به این شکل بیان می‌شود: «کدام نخست بوده، مرغ یا تخم‌مرغ؟» یا به عبارتی دیگر سیاست و فشارهای خارجی باعث پیش آمدن چنین شرایطی شده یا مدیریت داخلی مسبب هجمه های سرسام آور مشکلات داخلی و خارجی شده است. پاسخ به این سوال، مدیران و مسئولان را به دو بخش تقسیم کرده که هرکدام از یک نوع تقدم و تاخر طرفداری می کنند. گویی این پرسش رقابت و مسابقه ای ابدی و غیرقابل حل میان این دو گروه تبدیل شده و مادامی که این بحث حل نشود، مردم و مصائبشان هم در این مانند تماشاگرانی هستند که منتظر یک پاسخ منسجم و کارا از سوی کسانی که خود را مسئول می‌نامند، مانده‌اند.
روایت این فضا به این ترتیب قابل ترسیم‌ است؛ در آغاز تحریم بود و سپس حل آن توسط قدرت نمایی در بخش هسته ای و سپس دورزدن تحریم و در پایان برجام و سرانجام همچنان این دور گردون! اما گذشته از این روایت، شرایط به نحوی است که سر همه پیکان ها از سوی برخی مقامات به سمت دولت نشانه رفته است. آن ها می گویند روحانی دوره دوم ریاست جمهوری را می گذراند. بنابراین دلیلی برای ترس از آینده خود ندارد. او بذرهایی کاشته که میوه آن شرایط کنونی است. برجام باعث نشد که تحریم ها در لحظه اعمالش رفع شود و اقتصاد را فعال‌تر کند. قبل از تحریم نیز کانال هایی که برای دور زدن تحریم ها پیدا شد، فساد مالی و پولشویی را به بار آورد و اکنون هم گویی هم رای دهندگان حامی روحانی و هم رقبای او ادعا می کنند که دولت تصمیم و همتی برای بهبود وضع کشور ندارد. اما باید پرسید چرا چنین فضای متناقضی ایجاد شده؟ از طرفی او در مجلس مورد سوال قرار گرفت و نماینده ها قانع نشدند اما از سویی دیگر محمد جواد ظریف، ‌وزیر امورخارجه دولت روحانی که بسیاری او را عامل توافقنامه برجام می دانند به مجلس فرا خوانده می شود و انگار نماینده ها قانع می شوند.
«محمدصادق کوشکی» استاد دانشگاه و کارشناس مسائل سیاسی و بین‌المللی که با دیپلماسی ایرانی گفت‌وگو کرده، معتقد است: دولت می خواهد مشکلات به جایی برسد که نظام حاضر به مذاکره شود. بخش‌هایی از این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید:
با توجه به این که محور و کانون تحریم‌های ثانویه بر مساله فروش نفت ایران تمرکز دارد، برخی معتقدند برای تقابل با این تحریم ها مانند دولت نهم و دهم باید آنها را دور زد، اما با مشخص شدن برخی از اشخاص و مبادی این اقدام در دورن زدن تحریم ها در دولت روحانی عملا عملیاتی شدن آن با اما و اگرهای جدی روبه رو است، ضمن این که مخالفان دور زدن تحریم ها نیز این اقدام را بستر به وجود آمدن زنجانی ها و خاوری های دیگر می دانند. ارزیابی شما در این خصوص چیست؟
مهمترین راهکار در وضعیت کنونی اقتصادی تنها و تنها حمایت از تولید داخلی است. راهکاری که یک بازی چند سر برد برای کشور دارد. هم می تواند بستر مناسب تقابل با تحریم های آمریکا را فراهم کند، هم مشکلاتی مانند بیکاری را حل می کند و هم وابستگی کشور را به نفت کاهش می دهد که در این صورت دیگر دست ایران زیر ساطور نفت نخواهد بود که آمریکا یا هر کشور دیگری بخواهد ما را از طریق آن تحریم بکند یا نکند، که حالا ما بخواهیم برای تقابل با آن تحریم های نفتی دور زدن یا نزدنش را به بحث بگذاریم. کمک به صاحبان صنایع و ارزآوران داخلی و رفع موانع از پیش پای این افراد جدی ترین راه برای تقابل با فشار آمریکا است. اگر حمایت دولتی از این قشر صورت بگیرد اقدامی مهمتر از دور زدن تحریم های نفتی صورت گرفته است. البته جنس حمایت دولت از این قشر همان عدم دخالت و سنگ اندازی در سر راه این افراد است. دولت هر روز دست و پای این افراد را با مقررات نبندد. مقررات صادرات را دستخوش تغییر و تحول نکند تا با ثبات بیشتر در این بازار تولید کنندگان به ارزآوری همت جدی تری بگمارند. پس همین که دولت پایش را از مقوله تولید بیرون آورد به همه ما لطف کرده است. این تولیدات از تولیدات صنعتی گرفته تا تولیدات کشاورزی و حتی مساله تروریسم را می تواند شامل شود».
کوشکی ادامه داد: وقتی ما در تامین نیازهای جامعه افغانستان که عمدتا در کشور خودمان به راحتی تولید می شود ناکارآمد عمل کرده ایم، نمی توانیم چشم انداز روشنی را پیش رو داشته باشیم اما نمی دانم چرا به عمد یا سهوا تلاش برای هدر رفتن این فرصت وجود دارد. با این روش یقینا در مدت کوتاهی دیگر ایران نیازی به فروش نفت هم نخواهد داشتن».
در شرایط کنونی که نیاز مبرم به فروش نفت وجود دارد، راهکار تقابل با تحریم های نفتی 13 آبان ماه چیست؟
اگر نیاز ایران به شکل جدی وابسته به فروش نفت است قرار نیست با روش دور زدن تحریم این کار صورت بگیرد. آن روش مال آن دوره و آن تحریم ها بود. امروز ما فقط با تحریم آمریکا روبه روییم. این تفاوت شرایط، تفاوت عملکرد را هم به دنبال خواهد داشت. ضمن این که 13 آبان ماه هم قرار نیست اتقاق خاصی برای کشور رخ دهد. چرا که آمریکای ترامپ با آمریکای اوباما تفاوت های اساسی دارد. آمریکا امروز کشوری است که با چین و اتحادیه اروپا به شکل جدی وارد جنگ تجاری و تعرفه ای شده است. حتی دامنه این جنگ به ترکیه هم رسیده است. لذا تکرار کردن تحریم های ثانویه و 13 آبان به نظر نوعی بازی در زمین دشمن است. چون که این سوال در ذهن شکل می گیرد که آمریکای ترامپ با تنش های خود که دامنه آن از چین، هند، کشورهای اروپایی تا کانادا، مکزیک، کشورهای آمریکای لاتین و روسیه گسترده است، می تواند بسیج عمومی علیه ایران تا 13 آبان ماه شکل دهد؟ لذا به صفر رساندن فروش نفت ایران به این کشورها تا 13 آبان ماه دور از واقعیت است. اما یک نکته می ماند مادامی که در داخل و به خصوص دولت نخواهد این محاصره تولید داخلی را بشکند، باز مشکلات ما ادامه پیدا خواهد کرد.
اما اهمیت 13 آبان و تکرار آن به عنوان روز اعمال تحریم های ثانویه به این دلیل است که در شرایط کنونی که هنوز تحریم بر کشور اعمال نشده است، وضعیت اقتصادی داخلی به اینجا رسیده است. پس یقینا با اعمال تحریم های ثانویه وضعیت می تواند بدتر از این هم بشود؟
من اشاره داشتم که دوره اوباما با ترامپ تفاوت دارد. آیا این ترامپ می تواند کل جهان را علیه ایران بسیج کند؟ پس تکرار مداوم 13 آبان ماه همان بازی مد نظر ترامپ است.
ولی در همین زمان شاهد خروج بسیاری از شرکت ها و بانک های اروپایی از ایران هستیم. از آن سو چین و هند هم در خرید نفت از ایران مشکل دارند. اتحادیه اروپا هم علیرغم روشن بودن خواسته های ایران برای حفظ برجام تا کنون کاری نکرده اند.
اتحادیه اروپا قرار نیست کاری برای ما بکند. نه چین، نه هند و نه روسیه هم این کار برای ما نخواهند کرد. کسی هم انتظار ندارد اروپا آمریکا را قربانی ایران کند؛ هیچ وقت این مساله روی نمی دهد. حتی ترکیه هم توان همکاری با ایران را ندارد. مساله اینجا است که این رهبری ترامپ در جهان قابل قبول نیست. منظور من این نیست که به طرف های مقابل خود اعتماد کنیم تا آمریکا را قربانی کنند، این اتفاق روی نمی دهد. اما آمریکا دیگر توان متحد کردن این کشورها را برای به صفر رساندن خرید نفت از ایران را ندارد. در سال های ابتدایی دهه 90 شمسی که همه تحریم های علیه کشور بود این اتفاق رخ نداد، یقینا اکنون این مساله حتی با‌ آن شدت تکرار نمی شود.
پس نتیجه این وضع آشفته اقتصادی کشور ناشی از چیست؛ ما می دانیم که قصور دولت بخشی از چالش ها را شکل داده است، اما تحریم ها را هم نمی توانیم نادیده بگیریم؟
اما هنوز 13 آبان که نیامده است تا تقصیر گردن تحریم بیفتد.
دقیقا؛ هنوز 13 آبان ماه نیامده وضع این است، چه رسد به روز اعمال تحریم های ثانویه؟
این را مطمئن باشید که اگر تیم روحانی مدیریت اقتصادی پویا مانند آلمان را هم در دست بگیرد کمتر از دو ماه این کشور را به خاک سیاه می نشاند. همان طوری که ایران را نشانده است. چون که دولت روحانی تصمیم و همتی برای بهبود وضع کشور ندارد.
این دولت همان دولتی بود که در چهار سال اولش توانست برخی اقدامات را برای سر و سامان دادن به وضع کشور صورت دهد، چرا اکنون روحانی تا به این اندازه منفعل است؛ انفعالی معنادار و آزار دهنده دارد؟
تمام اقدامات دولت روحانی در چهار سال اولش بذرهایی بود که اکنون میوه های تلخش این شرایط کنونی است. آیا چنانی که روحانی ادعا کرد همه تحریم ها در لحظه اعمال برجام رفع شد؟! آیا برجام اقتصاد را فعال تر کرد؟! یا این که باید پرسید در آن چهار سال گذشته چه شد؟! اگر ما در همان سال ها به جای تکیه بر ورود برخی شرکت ها توان داخلی را بالا می بردیم، اکنون من و شما در خصوص تحریم های نفتی و 13 آبان حرف نمی زدیم. اگر همان دو سال پیش به جای واگذاری پروژه های نفتی کلان به شل و توتال، شرکت های داخلی حضور پیدا می کردند، اکنون ما دو سال جلو بودیم و مقادیر زیادی هم ارزآوری و در عین حال صرفه جویی ارزی داشتیم.
پس سکه 4 میلیون و700 هزار تومانی، پراید 40 میلیونی و دلار 15 هزار تومانی ناشی از این مساله است؟
یقینا. از شما می پرسم آیا توان و ظرفیت اقتصاد بزرگی مانند ایران این وضعیت است؟! آیا توان ما از اقتصاد افغانستان که یک اقتصاد متلاشی است، کمتر است؟! اما همین افغانستان با‌ آن شرایطش ارزش پول ملیش طی دو ماه یک سوم کاهش پیدا نکرده است. پس هر چقدر هم که تحریم های ثانویه سخت باشد، وضعیت کشور را که به افغانستان نمی کشاند، اما در این 6 ماه سال 97 چه بر سر اقتصاد ما آمده است؟ پس تمام این مشکلات زیر سر روحانی است و لاغیر.
دلیل این رفتار چیست؟
روشن است. دولت می خواهد مشکلات به جایی برسد که نظام حاضر به مذاکرات موشکی و دیپلماسی منطقه ای شود.
اما این موج سواری خود دولت را قربانی نمی کند؟
خیر. آقای روحانی دوره دوم ریاست جمهوری را می گذراند. بنابراین دلیلی برای ترس از آینده خود ندارد.
مساله استیضاح دولت و بحث عدم کفایت او می تواند از طریق مجلس دنبال شود؟
آیا فراکسیون امید این اجازه را می دهد؟! پس روحانی تا 1400 بر مرکب قدرت سوار است و به دنبال برنامه خود خواهد رفت.
در صورت تحقق برجام موشکی و منطقه‌ای اقتضائات کشور به کجا خواهد رسید؛ چرا که برخی معتقدند حتی در صورت مذاکره با آمریکا مادامی که ساختار اقتصادی داخلی تغییر جدی نکند، باز همین وضع ادامه پیدا خواهد کرد؟
بله. آقای روحانی معتقدند که با مذاکره همه چیز حل می شود. اما یقینا مشکل داخلی است و تنها این تفکر از دولت بر می‌آید که در حال تزریق آن به مردم است. یقین بدانید در صورت حصول برجام موشکی و نفوذ منطقه ای وضع کشور به مراتب بدتر از اکنون خواهد بود و علاوه بر مسائل و مشکلات اقتصادی باید شاهد ناامنی و حمله موشکی بن سلمان هم به کشور باشیم.
اما مشکلات با وجود فساد کلان اقتصادی و اداری به نحوی است که دولت به تنهایی قادر نخواهد بود، مشکلات را برطرف کند. به گفته برخی منابع با اینکه گفته می شود این دولت است که از وضعیت ملتهب بازار و ارز و تحریم ها برای رسیدن به اهدافش سود می برد اما وجود اشخاصی که به ظاهر دولت را مقصر و مسبب تحریم ها ی جدید می دانند، نشان از عام المنفعت بودن خودشان دارد. از سویی دیگر این سوال مطرح می شود که دولت باید دست به چه اقداماتی بزند که شرایط را در این موقعیت متعادل سازد؟ بدیهی است که که اشاره به تولیدات داخلی پیشنهاد مطلوب و درستی به نظر می رسد و ایران دارای پتانسیل های زیادی برای ایجاد درآمد و تولید و صادرات است اما عملی کردن آن نیازمند یک برنامه توسعه زمانبر است و باید دولت قادر باشد بستر مناسبی برای عملیاتی شدن آن ایجاد کند. در غیر اینصورت هنگامی که برخی از کارگاه های کوچک و یا با قدمت طولانی در حوزه تولیدی در حال بسته شدن هستند، ‌پیش کشیدن این موضوع به عنوان یک انتقاد،‌ واقع بینانه نیست.
در نهایت عملی ترین و شاید مقدماتی ترین گام تلطیف فضای سیاسی است. جدای از مقصر دانستن یا ندانستن دولت، یک سیاست و اقدام هماهنگ آن هم در سطح وسیع ملی است که نگاه مردم به آن می‌تواند اعتماد از دست رفته را بازیابد و به جای جدل درباره اینکه آیا اول سیاست گذاری و فشارهای خارجی مسبب تولید این بحران بوده یا سیاست گذاری داخلی و جبهه بندی سیاسی، می‌توان با همسویی و همبستگی ملی و با تکیه بر قانون اساسی از تمام چالش‌های کنونی، فرصت‌هایی طلایی ساخت.
اخبار مرتبط
دیدگاه کاربران

ارسال دیدگاه
نام :    ایمیل : 

عکس خوانده نمی شود کد امنیتی :      
استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع میباشد. طراحی و اجرا توسط: هنر رسانه