روزنامه سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگــی
 -  - 
17 مرداد 1397  |  بین الملل  |  کد خبر: 51048
0
0
میانِ عشق و وظیفه
مهدی فیضی‌صفت - مثل سربازی که محل خدمتش می شود بیخ گوشش یا مانند جوانی که باید در نقطه صفر مرزی پست بدهد؛ خدمت داریم تا خدمت. بستگی دارد به شانس، به پول، به پارتی و هزار دردِ دیگر. می توانی خبرنگاری باشی در قلب اروپا، بهترین گزارشی که می فرستی، مصاحبه ای باشد با جوانانِ غربی، بپرسی نظرشان درباره ایران چیست و اصلا گذرشان به سرزمینِ حافظ و سعدی افتاده یا نه، می توانی خبرنگاری هم باشی وسطِ جنگ، توی خیابان های “حلب”، رو به دوربین خبر بدهی از اوضاع ناآرام شمالِ سوریه اما با هر صدایی دلت هُرّی بریزد، نکند تیر و تفنگ داعشی کمانه کند و غزل خداحافظی را بخوانی.
خاور میانه چند سالی است روزهایش ناخوش است و شب هایش سراسر التهاب. از افغانستان بگیر تا سوریه و عراق، خوابِ بی گلوله آرزوی شان شده، دیگر هول نمی کنند اما از صدای بمب، عجیب نیست برای عزیزان شان اگر صبح از خانه بروند بیرون و شب برنگردند، خبرهای شان ولی می رسد به ما، به دست خبرنگارانِ شجاعی که پیه‌ی شهادت را به تن شان مالیده اند، می جنگند در جبهه هایی متفاوت، رسالت شان را به آسایش نفروختند، می توانستند بشینند پشت میزی و سخت ترین کارشان مصاحبه گرفتن از کنکوری هایی باشد که دل توی دل شان نیست، رفتند اما، زدند به دلِ جنگ، رفتند روی مین هایی که شوخی ندارند و جدی جدی تکه تکه می کنند آدم ها را. از محمود صارمی بگیر تا محسن خزایی. مزارشریفِ افغانستان شد آرامگاه ابدی “محمود”. 17 مرداد یه یادش شد روزِ خبرنگار، رفت جایی همین نزدیکی، میان طالبانی که سر می برید و قتل عام می کرد: “مزارشریف به دست طالبان سقوط کرد. عده ای از افراد طالبان در محوطه کنسولگری دیده می شوند. به من بگویید چه وظیفه ای...” صدایش برای همیشه قطع شد، “محسن” همین دو سال پیش در “حلب” بود، داشت گزارش می گرفت، شهیدش کردند.
می گویند خبرنگاری جزو سخت ترین شغل هاست، هم راست می گویند و هم نه، چیزی شبیه به بازیگری، روزگاری می گفتند بازیگری بعد از کارگری در معدن، دشوارترین است، راست هم می گفتند، دوربین های قدیمی چند صد کیلو وزن داشتند، خم می شد روی بازیگر تا فیلم بگیرد، هر لحظه امکانش بود آوار شود بر سر آرتیست، حالا اما فرق می کند، خبرنگاری داریم تا خبرنگاری، خدمت داریم تا خدمت، یکی در امن ترین و خوش آب و هواترین جای دنیا آب پرتقالش را می خورد و گزارش می گیرد، یکی هم زیر بارانِ موشک، همان کار را می کند، امروز را باید ویژه تبریک گفت به خبرنگارانِ جنگ، ما هم خبرنگاریم اما آنها خبرنگارترند، دم شان گرم.
استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع میباشد. طراحی و اجرا توسط: هنر رسانه