روزنامه سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگــی
 -  - 
17 مرداد 1397  |  ورزش  |  کد خبر: 51027
0
0
سلاح رسانه‌تان را تیز کنید!
روح‌اله نخعی‪-‬ در تاریخ و جغرافیای این سرزمین اگر بگردی، بسیار می‌یابی زمان‌ها و مکان‌هایی که مردمش آب کوزه را کناری بنهند و تشنه‌لبان بگردند. طبابت با چندین سده سابقه، همواره باید رقابت می‌کرده با رمالی و دعانویسی که با موی گربه و اوراد بی‌معنا، به خلق خدا وعده درمان مشکلات و ناخوشی‌ها می‌داده. اهالی ورزش، سال‌هاست از مدیریت ورزشی کسانی می‌نالند که نه مدیرند و نه ورزشی. سکان اقتصاد دولت‌ها، اگر به دست اهل اقتصاد هم بوده، اغلب به امر اهل سیاست چرخیده. چکمه‌پوشان سیاست فرهنگی نوشته‌اند و گریه‌بگیران، بر منبر تفسیر دین بنشسته‌اند.
در عرصه خبر و رسانه، خودفریبی است اگر بگوییم ایرانیان همواره به اهلش رجوع داشته‌اند. در عمر کوتاه مطبوعه‌نگاری، در مقام مقایسه با عمر بلند ایران، هنوز رسانه به مرجع اول اهالی این سرزمین بدل نشده بود و نشده است. از طرفی دست قدرتمند استبداد و سانسور در دوره‌های مختلف این عمر کوتاه، چنان راه تنفس اهل خبر را تنگ کرده که اگر گوشی هم شنوا، صدای درخور شنیدن اندک بوده است و ضعیف. راه طولانی مطبوعات اما زمانی در همین دهه هفتاد شمسی به اوجی رسید که اکنون تصور تکرارش برای اهالی رسانه به رویا می‌ماند، زمانی که کیوسک، صف داشت و سفارش! بی‌تابی اهل قدرت در مقابل اهل سخن، بال این پرواز را البته چید و آن مقطع دهه هفتاد به قله‌ای تبدیل شد که بعد از آن دیگر صعودی در کار نبود.
باز اما تا همین اواخر، هنوز، روزنامه و مجله و تازه‌تر سایت، منبع بودند برای اخبار. دروغ‌نویس هم اگر می‌خواست دروغ بنویسد، باید یا سختی اداره رسانه را به خود هموار می‌کرد یا دستی به رانتی می‌رساند! شبکه‌های اجتماعی، پدیده‌های فرخنده‌ای بودند که گرچه حالا بدیهی به‌نظر می‌رسند، کمتر از یک دهه پیش، اول در سیستم‌های خانگی و بعد کم‌کم با فراگیرشدن دسترسی به اینترنت در گوشی‌های همراه، به دست مردم رسیدند و مردم را با مردم و با اهالی سیاست و با اهالی فرهنگ و با اهالی خبر و... دوباره آشنا کردند و راه تازه‌ای باز کردند برای گفتن و شنیدن؛ این اما انگار اول دردسر تازه‌ای برای رسانه‌ها شد، چنان که پیشتر در آن سوی مرزهای ایران هم رخ داده بود. رقابت با محتوای آسان‌بازشوی رایگان!
کثرت تریبون، در کنار همه برکاتش، راه ادعا را هم باز کرد. حتی همان بساط‌های رمالی و دعانویسی هم نسخه به‌روزشده خود را ارائه کردند. ناگهان از در و دیوار توصیه‌های بنیان‌کن روان‌شناسی می‌ریخت. صاحبان دوربین عکاس حرفه‌ای شدند و هر کس در مقابلشان ایستاد، مدل نام گرفت. دکتر حسابی توصیه پزشکی داد، دکتر شریعتی از زندگی خانوادگی گفت، حسین پناهی از بازار، کوروش کبیر از صنعت، گاندی از کودتای ۲۸ مرداد و نیچه از وحشی بافقی.
ورود به مسیر شرکت در فرایند خبررسانی و تحلیل، اگر زمانی مراقب‌هایی داشت که صلاحیت دستی را که به قلم می‌رفت می‌سنجیدند و حاصل قلم را نیز، حالا تنها شرطش، دسترسی به اینترنت است و انگیزه‌های نابجا برای نشستن بر سر این سفره آن قدر شده اند که دیگر کسی که خبر را برای حقیقت و خیر کار کند کیمیا شده. اکنون زمان افسوس‌خوردن آن‌هایی است که تا زمانی که روز مبادا نرسیده بود، نگذاشتند این ستون تمدن جدید در ایران برپا باشد و حالا با بلندترین بلندگوهایشان در رقابت صحنه خبر و سخن از کسانی عقب‌اند که گاهی جز ابزار نگارش، چیز دیگری ندارند، نه دانش، نه اعتبار، نه تسلط، نه سابقه، نه حتی هویت. رویکردی که در قبال رسانه، از سویی به استقلال و آزادی و صراحت رسانه راه می‌بست و از سویی برای خراب‌کردن رقبای چندروزه سیاسی، بدون گرفتاری دادگاه، شب‌نامه‌نویسی و «شنیده» پروری بی‌سند و نام‌ونشان را زنده نگاه می‌داشت، حالا چوبش را با گردوغبار فضایی می‌خورد که دو خبر فوت جعلی، سهمیه حداقلی روزانه‌اش است.
خبط و خطای اهل قدرت بر گردن خودشان و پاسخ‌گویی‌اش، اگر به واسطه قدرت در دادگاه زمینی واقع نشد و به واسطه بی‌هویتی و پشت پرده بازی، در دادگاه قضاوت عمومی هم رخ نداد، باشد به دادگاه عدل الهی. مای مردم اما عاملیتی برای خیر و شر خود داریم هنوز.
زمانی «ما را بخوانید»، شبهه تبلیغات برای کسب درآمد داشت؛ اما حالا که به درست یا غلط، خواندن هر چه نوشتنی در عرصه رسانه‌های ایران است، به رایگان ممکن است، از این اتهام دورتر می‌مانیم اگر به صدای بلند بگوییم ملت! ما کسانی که هنوز کار رسانه می‌کنیم، در میان سختی‌های سانسور و خودسانسوری، هر روز و هر شب ساعت‌ها را در هزار راه و بیراهه پردردسر می‌گذرانیم تا خبر و صحت خبر و معنای خبر و عواقب خبر و عاقبت خبر و سرنوشت خبر را در دنیای سیاست و اقتصاد و آموزش و فرهنگ و... به شما برسانیم؛ در رقابت با کسانی که نهایت زحمتشان برای تضمین صحت کار در این عرصه، کپی‌کردن حاصل زحمات ما و امثال ماست.
ضعف و دست‌وپابستگی روزنامه و رسانه در این دوران، یک دلیل ندارد اما یک دلیلش، روی‌گردانی مردم است. رسانه‌ای که گوش شنوای مردمش را داراست، صدای ترسناکی دارد برای آن‌ها که از چشم و گوش مردم می‌ترسند.
در این روز که روز خبرنگار است، به یاد و احترام خونی که منادیان جهل و تعصب بر زمین ریختند، به خود اجازه می‌دهیم از خودمان بگوییم. من از طرف خودم می‌گویم، شما را به خدا، اگر دشمنی با تاریکخانه‌هایی دارید که بدون مزاحمت شمای مردم، نه فقط در سیاست و اقتصاد که در همه عرصه‌ها، سرمایه‌های مادی و معنوی این آب و خاک را به میل خود حیف می‌کنند، چراغ رسانه را فروزان کنید تا در این سرزمین هم، قدرتمداران از اهل رسانه هراسان و گریزان باشند، نه برعکس. به خاطر خودتان، اصلا ما را نه، اما روزنامه بخوانید!
استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع میباشد. طراحی و اجرا توسط: هنر رسانه