روزنامه سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگــی
 -  - 
17 مرداد 1397  |  ورزش  |  کد خبر: 51024
0
0
با ما حرف نمی‌زنند از ما حرف می‌زنند
عادل جهان‌آرای‪-‬ رسم جالبی است. هر ساله به بهانه‌ای در باره شغلی می‌نویسیم که به خود ما تعلق دارد. راستش را بخواهید خیلی دوست ندارم در باره خودمان بنویسیم، مگر آنکه گمان کنیم کسی با ما حرف نمی‌زند، کسی ما را جدی نمی‌گیرد، کسی فریادهای ما را باور نمی‌کند، به همین دلیل ما هم از این فرصت به درستی سوءاستفاده می‌کنیم تا از زجر و صفا و خوبی و بدی این شغل بگوییم. با این همه باز هم بهتر است که ما خودمان را تیتر نکنیم و برای روزی که مثلا به نام ماست، دنیال تیتر نگردیم. اما در این روز خیلی‌ها به ما تبریک می‌گویند، گاه کارتی می‌فرستند و گاه متنی می‌نویسند و گاه هم تمجیدهایی نثار ما می‌کنند. البته این همه نشانه محبت دوستان و آشنایان و گاه همکارانی است که شغل‌های دیگری دارند. منطقا ما نباید از خود ما حرف بزنیم. نباید خودمان را به گونه‌ای جلوه دهیم که انگار تافته جدا بافته‌ایم. باید بگذاریم که دیگران از ما حرف بزنند. دیگرانی که شاید با ما حرف نزنند. در این زمانه اما دیگرانی که با ما حرف نمی‌زنند خیلی زیادند. حداقل شاید این دلخوشی ما باشد که حال که حرف زدن با ما برای آنها گران تمام می‌شود، چه بهتر که از ما حرف بزنند. حرف‌هایی که البته نه مرهم دل ما می‌شود و نه ما هم آنها را باور می‎کنیم. دیگرانی که با ما حرف نمی‌زنند زیادند. آنها با ما حرف نمی‌زنند چون از آن بیم دارند که صندلی مقام و جایگاه ریاست و کیاست‌شان ناگهان به رعشه بیفتد، مبادا که چند صباحی از آن صندلی دور شوند. با ما حرف نمی‌زنند زیرا می‌دانند حرف‌هایی را که می‌زنند ما باور نمی‌کنیم و خود نیز به آنها باور ندارند. اما از ما خیلی حرف می‌زنند. از رکن چهارم دموکراسی می‌گویند اما نه دموکراسی را باور دارند و نه چشم دیدن این رکن را. گاه چنان از ما تعریف و تمجید می‌کنند که اگر حس کنیم ما اولین، بهترین و سرآمدترین مخلوق جهانیم، پر بیراه نرفته‌ایم. کاری ندارد، همین امروز بروید روزنامه‌ها را بخوانید، رسانه‌های مجازی و غیرمجازی و هوایی و زمینی و کاغذی و شیشه‌ای را تماشا کنید، میلیون‌ها واژه و جمله و صفحه فقط در رثای ما می‌گویند، اما فردا ما را چو قصه فراموش می‌کنند.
اما ما بدون این‌که به این روز و به آنهایی که نه حرف ما را گوش می‌کنند و نه با ما حرف می‌زنند و فقط از ما حرف می‌زنند، توجه کنیم، مجبوریم شب و روز و هنوز را دوره کنیم تا نانی به کف آریم و به غفلت نخوریم. ما مثل دیگر شغل‌های سخت مثل معدنکاوان- نه معدن‌داران- مثل جنگلبانان – نه جنگل‌خواران- مثل کارگران و پاسبانان و نگهبانان و تراشکاران و سربازان و ده‌ها شغل سخت دیگر باید یک چیز را بیش از همه دوست داشته باشیم و آن هم شرافت و وجدان ماست. این‌که بیاییم بگوییم شغل ما سخت است و سخت است که چیزی بنویسیم، سخت است که از کسی بنویسیم، سخت است که در باره چیزی که دوست داریم بنویسیم، سخت و سخت است، دردی را درمان نمی‌کند، اما مهم این است که دروغ نگوییم. اگر حقیقت‌ها را نمی‌نویسیم- که نمی‌نویسیم- لااقل دروغ به خورد مردم ندهیم. امروز کافی است که رادیو و تلویزیون و شبکه‌های خبری و غیرخبری و روزنامه‌ها از تمامی گروه‌ها را ببینید و بخوانید همه از ما می‌نویسند، از ما حرف می‌زنند، اما با ما حرف نمی‌زنند. وقتی بخواهند با ما حرف بزنند، بین ما و خودشان فاصله‌ای کیهانی می‌بینند، در حالی که واقعا هیچ نسبتی با کیهان نداریم، همان‌گونه که آنها.... بگذریم... با ما حرف نمی‌زنند از ما حرف می‌زنند.
استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع میباشد. طراحی و اجرا توسط: هنر رسانه