روزنامه سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگــی
 -  - 
17 مرداد 1397  |  ورزش  |  کد خبر: 51019
0
0
روزنامه به ‌مثابه تیتر یک
مجید مسعودی‪-‬ همکاران سرویس فرهنگی خواستند به مناسبت 17مردادماه، روز خبرنگار، چیزکی درباره این روز نوشته شود. با خود گفتم مثلا از چه بنویسم؛ از اینکه سانسور در مطبوعات ایران، به‌خصوص روزنامه‌های کاغذی بیداد می‌کند؟ از وضع بیمه و حقوق‌های افتضاح خبرنگارانِ رسانه‌های مستقل(و البته نه دولتی)؟ از روزنامه‌هایی که پشت سرهم تعطیل می‌شوند و همکارانی که بیکار می‌شوند؟ از اینکه... اما نه؛ نوشتن از این‌ها اوضاع را تلخ‌تر می‌کند(آیا بازتاب نقصان، به بازتولید نقصان منجر می‌شود؟). دیدم با این حساب بعید نیست آخرش به‌جای یک صفحه یادنامه، یک «زهرنامه» منتشر شود به‌خصوص وقتی که در گفت‌وگو با سایر همکاران هم متوجه شده باشی آن‌ها هم کم‌وبیش درباره این موضوعات خواهند نوشت.
به اینجا که رسیدم، ناخودآگاه این سوال به ذهنم خطور کرد: حالا که اوضاع اینقدر تلخ است، چرا همچنان روزنامه کاغذی منتشر می‌شود؟ بگذارید سوال را از زاویه مخاطب بپرسم. مخاطب برای چه باید روزنامه بخرد و بخواند؟ مگر روزنامه کارکردی برایش دارد؟ در عصر گوشی‌های هوشمند و استیلای شبکه‌های اجتماعی و تلویزیون‌های ماهواره‌ای – که اخبار را لحظه‌ای در اختیار مخاطب قرار می دهند – و در شرایطی که روزنامه‌ها «دیروزنامه» هستند و کارکرد خبری ندارند، این همه تقلای اهالی مطبوعات برای درآوردن روزنامه چیست؟
در پاسخ، می‌توان گفت که مخاطب روزانه از طریق تلگرام، توئیتر، فیسبوک و کانال‌های ماهواره‌ای بر اخبار و حتی تحلیل‌ها اشراف دارد. اما این‌ها همه رسانه‌های «غیر رسمی» هستند. او در پی این است بداند موضعی که در قبال یک رخداد دارد، توسط کدام رسانه «رسمی» بازتاب داده شده است. مخاطب می‌خواهد بداند که غم و شادی و دردی که او از شنیدن یک خبر احساس کرده است، بازتابی در ساخت رسمی رسانه‌ای دارد یا نه و همین می شود که هر روز و هر روز روی دکه روزنامه‌فروشیِ سرکوچه تیترها را مرور می‌کند تا شاید جایی پیدا کند که هم‌نوا و هم‌موضع او باشد که اگر امروز و فردا و پس فردا و هفته آینده و ماه آینده، روزنامه‌ای نیافت که چنین باشد، عطای روزنامه را به لقایش می‌بخشد(که اگر چنین شد، روزنامه می‌میرد و مگر سانسور نکشته است بسیاری روزنامه‌ها را؟)
همین کارکرد روزنامه نزد مخاطب است که در حال حاضر، کارکرد روزنامه نزد دست‌اندرکارانش را به «تریبون اعلام موضع» بدل کرده است. روزنامه جایی است که گروهی از آدم‌ها (هیئت تحریریه، بخش فنی، بازرگانی، حامیان مالی و سیاسی) با داشتن نوعی گرایش سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی، نسبت به رخدادهای روز گذشته واکنش «رسمی» نشان می‌دهند: نسبت به برخی اخبار اعلام انزجار می کنند؛ از برخی دیگر استقبال؛ در قبال بعضی وقایع موضع میانه می‌گیرند و برخی دیگر را به کل نادیده می‌انگارند و همین می شود که صفحه یک روزنامه‌ها تا به این اندازه مهم تلقی می‌شود. چه اینکه مخاطب برای فهمیدن موضع یک روزنامه در مورد اخباری که خودش پیش‌تر به آن آگاهی داشته است، تنها صفحه یک را نگاه می‌کند و نتیجه این می‌شود که در منظر دست‌اندرکاران روزنامه، صفحه یک، نه مهمترین صفحه روزنامه که تمام روزنامه است.
اگر تنگناهای رسانه‌ای، افزونتر از چیزی که الان هست بشود و اگر شکاف میان رسانه‌های «رسمی» و «غیر رسمی» گسترش یابد، بعید نیست روزنامه‌های ایران در آینده تنها به صفحه یک خلاصه شود؛ یک پوستر یک صفحه‌ای پشت و رو؛ چیزی شبیه نشریات دانشجویی؛ جایی برای اعلام موضع. مخاطب به همین راضی است که روزنامه یک صفحه‌ای مورد علاقه‌اش صدای او را در فضای رسمی بازتاب داده است و دست‌اندرکار روزنامه هم راضی است آنقدری که توانسته، مخاطبش را راضی نگه داشته است.
استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع میباشد. طراحی و اجرا توسط: هنر رسانه