روزنامه سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگــی
 -  - 
17 مرداد 1397  |  ورزش  |  کد خبر: 51018
0
0
قضاوت با شما
فاطمه آقایی‌فرد‪-‬ چند سال پیش، درست بعد از تجربه روزهای شیرین دانشگاه، وقتی تازه اسمم در میان خبرنگاران روزنامه ثبت شده بود، به این فکر می‌کردم که چقدر خوب است که هر روز می‌توانم با زبان دلم برای مردم کشورم بنویسم؛ از دغدغه‌هایشان، از مشکلاتشان و از نگرانی‌هایی که خودم هم پا به پای آن ها تحمل می‌کنم. فکر می‌کردم چه لذتی دارد که از این پس قرار است نرم و لطیف مثل انشاهای روزهای کودکی‌ام، از نگرانی مردمی بنویسم که شاید پاسخ برخی از حرف‌هایشان را هیچ وقت از زیان هیچ مسئولی نشنیده‌اند. من پر از هیجان و شوق پا به دنیای حرفه‌ای گذاشته بودم که همه از سختی‌های آن می‌گفتند؛ از نبود امنیت کاری، از بی‌مهری‌ها و شاید کم لطفی‌هایی که قرار بود برای پیگیری هر سوژه‌ای من را به دفتر مسئولان یا کارشناسان هدایت کند، و البته انتظار در پشت درهایی که مثل همه کارهای اداری دیگر امروز و
فرداکردنی بیش نبود.
من مثل کودکی که تازه نوشتن را یاد گرفته هیجان عجیبی برای روزنامه‌نگاری داشتم، هنوز سختی کار برایم معنی نداشت و هیچ درکی از حرف‌های همکارانم درباره این سختی‌ها نداشتم. اما امروز بعد از نزدیک به چهار سال، انگار کمی جدی‌تر از دیروز حرف‌ها و گله‌های همکارانم را درک می‌کنم. امروز در هفدهمین روز مرداد ماه سال 97 که دیگر خبرنگاری برایم تازگی روزهای اول را ندارد، به این فکر می‌کنم که چقدر سخت است، وقتی هر روز بیشتر از دیروز در این حرفه غرق می‌‎شوم. من امروز کمی خسته‌تر و بی‌انگیزه‌تر از دیروز از حال و روز اقتصادی می‌نویسم که همه می‌دانند حال و روز خوبی ندارد؛ همه این‌‌ها به کنار، نگرانم از اینکه چرا با همه راه‌کارها و ایده‌هایی که از زبان کارشناسان و تحلیلگران شنیده‌ام و با کلی ذوق و هیجان، تمامشان را روی کاغذ روزنامه ریخته‌ام، اتفاقات و دغدغه‌های تلخ همیشگی را هر روز در رسانه‌ها می‌بینم یا از زبان رهگذران خیابان می‌شنوم.
اخبار مرتبط
دیدگاه کاربران

ارسال دیدگاه
نام :    ایمیل : 

عکس خوانده نمی شود کد امنیتی :      
استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع میباشد. طراحی و اجرا توسط: هنر رسانه