روزنامه سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگــی
 -  - 
25 بهمن 1396  |  بین الملل  |  کد خبر: 43904
0
0
نگاهی گذرا به کارنامه همایون اسعدیان در زادروزش
تولدت مبارک مرد محبوب مدیران!
همدلی| علی نامجو- با تنها هشت فیلم در کارنامه، همایون اسعدیان در سینمای ایران جایگاهی یکه و یگانه دارد. اسعدیان 25 بهمن سال 1337 در اصفهان به دنیا آمد. این فیلمساز 59 ساله که سینما را با دستیاری و عکاسی آغاز کرده، یکی از پرافتخارترین فیلمسازان جشنواره فجر است که بیشتر افتخارات و جوایزش را با دو فیلم آخرش به دست آورده است... تولد او در قامت کارگردان با سال 72 و رفتن فیلمی به نام نیش روی پرده سینما همزمان است . ساخت فیلم «نیش» در دروه ای که ژانر اکشن رونق زیادی داشت، آغاز نوید بخشی برای همایون اسعدیان در عرصه سینمای ایران معرفی شد و توانست گلیم خودش را از آب بیرون بکشد. فیلم‌های بعدی اسعدیان «مرد آفتابی»، «شب روباه» و «شوخی» بودند. این سه فیلم های ناموفقی از آب درآمدند و نتوانستند تماشاگران عام و خاص سینمای ایران در آن روزها را راضی کنند. شروع دوباره و شاید آغاز مسیر موفقیت برای اسعدیان را باید مصادف با ساخت فیلم «آخر بازی» یعنی سال 78 دانست. او در این فیلم نه تنها باعث شد اسعدیان دوباره به کانون توجهات منتقدان سینما بازگردد که ستاره سال های بعد سینمای ایران حامد بهداد را به مخاطبان سینمای ایران معرفی کرد. ساخت «آخر بازی» گام نجات بخش همایون اسعدیان در سینما و بازدارنده گردونه سینما از خروج نام او از عرصه بود. دهه اول دهه هشتاد دوره حضور جدی اسعدیان در قامت کارگردان سریال هایی پر بیننده ای همچون «غول چراغ جادو»، «راه بی‌پایان»، «اگه بابام زنده بود» و «بچه‌های خیابان» بود. آثاری که با برخورداری از نگاه خاص اجتماعی مولفش اقبال مخاطبان تلوزیون آن سال‌ها را برانگیخت اما انگار اسعدیان هوای سینما را نمی توانست از سر به در کند. «ده رقمی» از آن دست فیلم هایی بود که با بهره گیری از پیژامه، آفتابه، زنان کم‌عقل ابله و مردانی از آنان ابله تر می خواست نیاز به خندیدن در مخاطب را هر وری که امکانش هست یا حتی نیست ارضاء کند. شاید لقب آخرین فیلم واقعا بد را بشود برای ده رقمی انتخاب کرد. کمدی ساده انگارانه ای که در کنار آثار دیگران از آن دوره عبارت شانه تخم مرغی را در سینمای ایران معرفی کرد. همایون اسعدیان با ساخت یک فیلم از جایگاه کارگردانی مستعد در سینما و البته توانا در زدن به بیراهه به مردی محبوب از نگاه مسئولان اخلاق‌پسند بدل کرد؛ «طلا و مس». همان سال، این فیلم همچون آثار دیگری که روحانیت در آن ها در مرکز توجهات قرار دارد، توانست در جشنواره فیلم فجر پررنگ شود. رسانه ملی هم در آن سال برای اسعدیان مهربانی را به سقفش رساند تا مخاطب تولد کارگردانی جدیدی در ایران را برداشت کند. موفقیت‌های همایون اسعدیان در جشنواره فجر با ساخت «بوسیدن روی ماه»که داستانش درباره مادران شهدا بود، ادامه پیدا کرد. هرچند انتقاداتی همچون ریتم کند فیلم در آن دوره مطرح شد، جنس موضوع و کاراکترهایش به منتقدان اصلا اجازه ورود جدی به مقوله نقد فیلم را نمی داد. دست گذاشتن روی موضوعاتی که مدیران سینمایی دوست داشتند، راه هموار و مطمئنی پیش روی آقای کارگردان قرار داد تا جلب و جذب سرمایه برای گام های بعدی را آسان تر به دست آورود و راه را با این انتخاب ها برای نقد آثارش مسدود کند. کارگردانی مدیر پسندی عنوانی بود که پیش از او کسانی همچون مجیدی در مسیرش به موفقیت های زیادی رسیده بودند. دیگر اسعدیان آن آدمی نبود که اولین فیلمش به مخاطبان معرفی کرد. عاشق سینمای اکشن تبدیل شده بود به کارگردان دوست داشتنی مسئولان. البته نمی شود سینماشناسی او را حتی در همین فیلم های مدیرپسند نادیده گرفت. او خودش را فیلمسازی سینماسشناس تعریف کرد. طلا و مس را شاید بتوانیم نقطه عطف این مسیر دانست. تصور ساخت چنینی فیلمی توسط براردان ارزشی که سال ها بعد سعی در ساخت آثاری با این محتوا و البته با فرمی قابل تامل می تواند کیفیت سینمای اسعدیان در این آثار را نشانمان بدهد؛ اسعدیان کارش را درست انجام داده بود. زدن برچسبی خاص و البته پذیرشش در هنر به احتمال برای فعالان این عرصه دوست داشتنی نیست هرچند عده ای امروز تعلق و تحقق برچسب های زده شده بر پیشانیشان را با افتخار فریاد می زنند. باید منتظر بمانیم و ببینیم همایون اسعدیان آخر بازی دوباره دستش را به نشانه حضور بلند خواهد کرد یا نه؟!
اخبار مرتبط
دیدگاه کاربران

ارسال دیدگاه
نام :    ایمیل : 

عکس خوانده نمی شود کد امنیتی :      
استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع میباشد. طراحی و اجرا توسط: هنر رسانه