روزنامه سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگــی
 -  - 
24 دی 1396  |  بین الملل  |  کد خبر: 42572
0
0
به مناسبت بیستمین سالمرگ محمد قاضی
زوربای ایرانی
ستاره قاسمی
1.«و شازده کوچولو مات و متحیر از آنجا رفت و در بین راه با خود می‌گفت: راستی راستی که این آدم بزرگ‌ها خیلی خیلی عجیبند!» «خوانده شده‌ترین» کتاب جهان و بهترین کتاب قرن بیستم بیش از 70 سال است در تیراژهای میلیونی تجدید چاپ شده و به زبان‌های مختلف جهان ترجمه می‌شود. «شازده کوچولو در ایران نیز با ترجمه چهره‌های شناخته شده‌ای مانند احمد شاملو، ابوالحسن نجفی، مصطفی رحمان‌دوست و محمدتقی بهرامی حران به زبان فارسی برگردانده شده اما یکی از مشهورترین و البته محبوب‌ترین ترجمه‌های این شاهکار فرانسوی به قلم توانای محمد قاضی به رشته تحریر درآمده است.
2.هر چند ترجمه شاعرانه شاملو بسیار مورد تحسین واقع شده اما قاضی را جزو وفادارترین‌ها به زبان ساده و کودکانه آنتوان دو سنت اگزوپری می‌دانند. محمد قاضی در دوازدهمین روز از ماه پنجم سال 1292 در مهاباد به دنیا آمد تا آسمان ادبیات ایران صاحب ستاره‌ای در حوزه ترجمه شود. قاضی علاقه بسیاری به ترجمه شاهکارهای ادبی داشت و علاوه بر «شازده کوچولو»، آثار ماندگار دیگری مانند «دن کیشوت»، بهترین کتاب نوشته شدن به زبان اسپانیایی را نیز به زبان فارسی برگرداند. «سپید دندان» اثر «جک لندن»، «مادام بوواری» نوشته «گوستاو فلوبر»، «آخرین روز یک محکوم» از «ویکتور هوگو»، «نیه توچکا» اثر «فئودور داستایوفسکی»، «دوریت کوچک» از «چارلز دیکنز»، «مهاتما گاندی» نوشته «رومن رولان»، «زوربای یونانی» از «نیکوس کازانتراکیس» و «کوروش کبیر» اثر «آلبر شاندور» تنها بخشی از فهرست بلند بالای آثار ترجمه شده توسط قاضی هستند که هر یک فروش بالایی را برای ناشران به همراه داشتند و مورد توجه اهالی کتاب قرار گرفتند.
3.محمد قاضی سه کتاب نیز در مقام نویسنده به رشته تحریر درآورده که «خاطرات یک مترجم»، «سرگذشت ترجمه‌های من» و «زارا، عشق چوپان» نام دارد. در کتاب «خاطرات یک مترجم»، قاضی خاطره جالبی از حضور در ونیز تعریف می‌کند و از دختر زیباروی ایتالیایی می‌گوید که او را به «اوناسیس» تشبیه می‌کند: «در ونیز، با عده‌ای از همسفران به فروشگاه بزرگی رفته بودیم. فروشنده یکی از آن مغازه‌ها دختر زیبارویی بود که از قضا فرانسه هم می‌دانست و من با او به فرانسه حرف می‌زدم. یکی، دو بار به من نگاه کرد و آخر گفت که شباهت زیادی به «اوناسیس» میلیونر معروف دارم. همراهان خندیدند و من گفتم آری، من همان اوناسیسم، منهای ثروت کلانش، حال اگر ثروت او را می داشتم تو حاضر بودی زن من بشوی؟ خندید و گفت: حالا هم حاضرم. این بار نیز همراهان خندیدند و بعضی ها معتقد بودند که آن زیباروی مرا مسخره کرده است. به هر حال چه به جد گفته باشد و چه به شوخی، حرفش به دل قوت و امید می‌بخشید.»
4.قاضی مهارت شگرفی در ترجمه آثار ادبی داشت و برگردان‌هایش تاثیر عمیقی بر خواننده آثار می‌گذاشت. با وجود اینکه از توانایی قابل اعتنایی در نگارش نیز برخوردار بود اما آنگونه که خود به «نیکوس کازانتراکیس» در سفر این نویسنده یونایی به تهران می‌گوید «مادام که ساواک و زندان و رنج و شکنجه در کمین ماست چگونه می‌توانیم از دردها و نابرابری‌های مردم خود بگوییم؟ از این رو می‌نشینیم و آفرینه‌های نویسندگان مردم انگار جهان را که رنج مشترک همه انسان‌ها را به تصویر می‌کشند، به فارسی برمی گردانیم که هم ناکامی‌های مردم خود را برتابیم و هم از پیگرد دستگاه سانسور و پیامدهای جان‌آشوب آن بگریزیم.»
5.سه سال پیش از مرگش، محمدرضا شفیعی کدکنی به مناسبت هشتاد و یکمین سالروز تولدش اینچنین سرود: «قاضیا، نادره مردا، بزرگا، رادا/ سال هشتاد و یکم بر تو مبارک بادا». شاید بیهوده نبود خودش را زوربای ایرانی می‌نامید، مردی رازآمیز که بر اطرافیانش تاثیر عمیقی می‌گذاشت. امروز بیستمین سالمرگ تولد زوربای ایرانی است، مردی که ترجمه را هم‌تراز با نویسندگی در ادبیات این سرزمین بالا کشید.
استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع میباشد. طراحی و اجرا توسط: هنر رسانه