روزنامه سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگــی
 -  - 
24 دی 1396  |  بین الملل  |  کد خبر: 42571
0
0
نانو اصلاح‌طلب و نانو اصول‌گرا
مهدی فیضی‌صفت- 1- زمانی به کار بردن کلمه «نانو» در هر زمینه‌ای نهایت تجدد محسوب می‌شد. به قول دانشمندان، انقلابی در علم رخ داده و قرار بود دنیا کن‌فیکون شود، گفتند سرطان را خوب می‌کند، از خودکشی نهنگ‌ها جلوگیری به عمل می‌آورد و دیگر هزار تا ده به ده، آبادی خواهیم داشت. ما هم که جوان بودیم و جویای نام؛ دکتر، مهندسی از مد افتاده بود و همه می‌خواستیم «نانو مَن» شویم تا سوپرمن‌وار جهان را اصلاح کنیم اما از شما چه پنهان «پپسی من» هم نشدیم، چه برسد به سوپرمن. ولی خوشبختانه بقیه مردم ایران مانند ما نبودند و از آنجایی که تا ته همه چیز را درنیاورند بی‌خیال نمی‌شوند، پای را فراتر گذاشته و به فروش جوراب‌های نانو روی آوردند. این محصولات 50 سال از زمانه خویش جلوتر بودند و به نازل‌ترین قیمت و به سهل‌ترین راه یعنی عرضه مستقیم در مترو به دست هموطنان می‌رسیدند تا از پیشرفت علم در دنیا عقب نمانیم. پیشوند یا پسوند نانو که نشانگر به‌کارگیری علوم آینده در محصول بود، از آدامس تا جوراب کاربرد داشت و به خودروهای کانسپت تسلا و لوتوس طعنه می‌زد. در ادامه نانو به همه زوایای زندگی ما رسوخ کرد. از نانوپزشکی و نانو مهندسی تا استفاده از علم نانو برای درمان ناباروری. با ادامه این وضعیت تنها نگرانی ما این است که تا چند ماه آینده اصلاح‌طلبان و اصول‌گرایان هم برای جمع کردن رای، «نانو اصول‌گرا» و «نانو اصلاح‌طلب» تحویل بازار دهند تا شاید بتوانند به شیوه‌ای نوین نظر مردم را جلب کنند.
2 - شما یادتان نمی‌آید اما چند سال پیش بازار روز آستارا، بنیان‌گذار فروش جوراب‌هایی در ایران بود که جوراب‌های نانو در مقابلش فقط یک شوخی بودند؛ «جوراب‌های ضد گلوله». یعنی وقتی اهل منزل مغازه‌های پر تعداد بازار را بالا و پایین می‌کردند، تمام فکر و ذکر ما درگیر این جوراب‌ها بود. با خودمان می‌گفتیم «کاش مجوز حمل اسلحه گرم داشتیم و می‌تواستیم وقتی فروشنده مورد نظر، جوراب را روی صورتش کشیده، چشم راستش را نشانه بگیریم و ضد گلوله بودن جوراب را مورد بررسی عملی قرار دهیم.»
ماجرا به همین‌جا ختم نمی‌شد که ای کاش می‌شد. در ادامه گسترش تکنولوژی، جوراب‌های «ضد تبر» هم راه خود را به بازار آستارا باز کرد. ما که هنوز جوراب‌های ضد گلوله را هضم نکرده بودیم، این بار دیگر نتوانستیم خودمان را نگه داریم. رفتیم جلو و به فروشنده مذکور گفتیم «جوراب را روی دستت بکش تا ما با یک تبر، صحت ادعای شما را بررسی کنیم و خشم فروخورده را پس از چند سال فرا بیفکنیم.» البته باید انصاف را رعایت کنیم و صادقانه اذعان کنیم که بازار آستارا، تنوع محصول زیادی داشت. شلوار خوبی خریدیم ولی تا مدتی مجبور بودیم شلوارمان را نشسته بپوشیم. خدا را شکر بدن‌مان قوی بود و جای تبر روی کمرمان خیلی زود خوب شد.
استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع میباشد. طراحی و اجرا توسط: هنر رسانه