روزنامه سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگــی
 -  - 
24 دی 1396  |  جامعه  |  کد خبر: 42558
0
0
24 دی‌ماه در تقویم تاریخ
خشم ایران نسبت به هفت کشور عربی منطقه خلیج فارس که از 17 دیماه سال 1354 (هفتم ژانویه 1976) آغاز شده بود بیست و چهارم دیماه به اوج خود رسید و بعدا هم ادامه یافت. این برانگیخته شدن احساسات و واکنش افکار عمومی ایرانیان پس از نامگذاری یک سرویس خبری به نام «خبرگزاری خلیج عربی!» صورت گرفته بود که متعاقب آن دولت ایران سفیران خود را از این کشورها فراخواند و در نشست این سفیران در تهران این نامگذاری یک دسیسه تازه اعلام شد و اخطار شد، که احدی حق ندارد نام دو هزار و پانصد ساله خلیج فارس را تغییر دهد. حساسیت و واکنش ایرانیان نسبت به نام تاریخی خلیج فارس از آن زمان ادامه داشته است.
مفسر رادیو دولتی ایران در همان روز این اقدام ضد تاریخی و ضد فرهنگی را «تحریک ایران به دست شماری از حاکمان عربی، طبق نقشه و سیاست دولت‌های خارج از منطقه» خواند و از این «حاکمان» خواست که فریب دولت‌های دوردست را نخورند و با آتش‌بازی نکنند.
مرور زمان نشان داده است که این تحریکات همچنان ادامه دارد. بااینکه دولت و رسانه های آمریکا، حتی یکبار جز خلیج فارس لفظ دیگری بکار نبرده اند جورج دبلیو بوش رئیس جمهور وقت ایالات متحده در آخرین نطق سالانه خود در این مقام در 28 ژانویه 2008گفته بود: «آمریکا با آنهایی که (اشاره به دولت ایران) نیروهای نظامی مارا تهدید کنند برخورد خواهد کرد، و ما در کنار متحدان خود در خلیج فارس خواهیم ایستاد و از منافع حیاتی خود در منطقه خلیج فارس دفاع خواهیم کرد.»، و جمله آخر او تکرار دکترین کارتر در 28 سال پیش از آن بود (استقرار نظامی در خلیج فارس و حضور در منطقه). رسانه های آمریکا این قسمت از نطق بوش را اخطار به دولت ایران تلقی کرده بودند که حتی به خاطر تغییر یک نام ولو بطور غیر رسمی [نام خلیج فارس] شیخ نشین‌ها و دولت‌های منطقه را تهدید می کند.
تا پایان روز 12 ژانویه 2006، واکنش غرب به از سرگیری پژوهش های هسته ای ایران به صورت خبر در رسانه های این کشورها منعکس شده بود که کلیشه تیتر و قسمتی از مطلب یکی از روزنامه های آمریکا در زیر آمده است:
نیویورک تایمز در گزارش خود در این زمینه نوشته بود: وزیران امور خارجه آلمان، انگلستان و فرانسه درپایان مذاکرات خود در برلین ضمن اعلام به «بن بست» رسیدن گفتگوهایشان با ایران، مشترکا گفته بودند که خواستار ارجاع قضیه به شورای امنیت سازمان ملل هستند تا این شورا در قبال فعالیت های اتمی ایران تصمیم بگیرد و افزوده بودند که حدس می زنند با وارد آوردن فشار بیشتر، ایران از ادامه تحقیقات هسته ای منصرف شود!.
«فرانتس والتر ستاین‌مایر» وزیر امورخارجه آلمان در این باره گفته بود که به نظر ما (وزیران امور خارجه سه کشور به علاوه سولانا رئیس دیپلماسی اتحادیه اروپا که در مذاکرات برلین شرکت داشت)، آن زمان فرارسیده است که شورای امنیت درگیر این قضیه شود.
هم‌زمان در جای دیگر، «رایس» وزیر امورخارجه وقت آمریکا با لحنی تندتر گفته بود: دولت ایران (با شکستن قفل آژانس بین المللی انرژی اتمی) علنا دست به مبارزطلبی زده است، به حرف‌های ما اعتنا نمی کند و ما باید به شورای امنیت برویم.
در این میان، در مسکو وزیر امور خارجه روسیه گفته بود که قضیه باید قبلا از جنبه‌های مختلف در مذاکرات پنج عضو دائمی شورای امنیت (فاتحان جنگ جهانی دوم و دارندگان حق وتو) مورد بررسی قرارگیرد، روسیه با هرگونه تصمیم عجولانه و یا دیکته شده غرب مخالفت خواهد کرد.
روش چین تا آن روز هنوز به درستی روشن نبود و تنها، معاون وزیر امور خارجه چین به دیپلمات ایرانی مقیم پکن گفته بود که جانب ایران را رها نخواهد نساخت.
دولت ایران در پی یک رای گیری در آژانس، در قبال دولت هایی که جانب غرب را گرفته بودند واکنش شدید نشان داد و تهدید به قطع داد و ستد کرد.
دولت محمود احمدی نژاد از آغاز کار، سیاست دولت قبلی (محمد خاتمی) درمورد پژوهش های اتمی را به کنار گذارده و این پژوهش ها را از سرگرفته و به ایستادگی در برابر تهدیدهای غرب ادامه داده است.
نخستین اظهارات هیلاری کلینتون به‌عنوان وزیر امورخارجه دولت «اوباما» نشان داد که این دولت هم همان سیاست دولت جورج دبلیو بوش را در قبال برنامه اتمی ایران دنبال خواهد کرد؛ البنه با روشی دیگر. کلینتون در جلسه 13 ژانویه 2009 کمیسیون روابط خارجی سنای آمریکا در این باره گفته بود: « ما به تلاش خود برای متوقف کردن برنامه های اتمی ایران ادامه خواهیم داد، ایران نباید سلاح اتمی داشته باشد. ما ازطرق دیپلماتیک پیش خواهیم رفت ولی گزینه های دیگر را از نظر دور نخواهیم داشت. ما در قبال ایران با دولت های نگران دست یافتن ایران به اسلحه اتمی تبادل نظر خواهیم داشت و تصمیم‌های‌مان را هماهنگ خواهیم کرد. روش ما که احیاء رهبری جهانی آمریکاست دیپلماسی توام با «سمارت پاور» است. دولت بوش نیروی نظامی را وسیله اجرای سیاست قرارداده بود.»
«رابرت انتونی ایدن» دولتمرد انگلیسی که نام او مکررا در تاریخ معاصر ایران آمده است 14 ژانویه 1977، دو روز پس از هفتاد و نهمین زادروزش درگذشت. وی که ده سال وزیر امورخارجه انگلستان و 21 ماه نخست وزیر این کشور بود زبان فارسی، تاریخ سیاسی و تاریخ ادبیات ایران را در دانشگاه آکسفورد فرا گرفته بود و رساله یک کنفرانس او در کلاس (پرزنتیشن ـ تکلیف درسی) در تفسیر یک شعر فارسی با مضمون «به دو چیز گیرند مر مملکت را؛ یکی زعفرانی و پرنیانی (تطمیع کردن و رشوه دادن به مقامات موثر و فرماندهان نیروها ـ زعفرانی یعنی سکه طلا و پرنیانی به معنای هدیه از پارچه های گرانبها) و دگر، آهن آبدیده یمانی (شمشیر و راه جنگ)» هنوز مورد استفاده قدرتمداران جهانی است (دو نمونه آن؛ اشغال نظامی آسان ایران در شهریور 1320 و در سال 2001 ، برکنار کردن طالبان از حکومت در افغانستان).
ایدن در یک مصاحبه در دهه 1960، یک مورد از ایام سخت خدمت دولتی خود را درگیری با دکتر مصدق بیان داشته و گفته بود که مصدق به هیچ صراطی جز تامین حقوق کامل و حاکمیت ایران مستقیم نبود و در این راه حاضر به کوچکترین گذشت نمی‌شد. وی در همین مصاحبه از سیاست معتدل هری ترومن رئیس جمهوری وقت آمریکا و دین آچسن وزیر امور خارجه او در قبال دکتر مصدق انتقاد کرد. ایدن در عین حال گفته بود که همراهی آیزنهاور و وزیر خارجه اش دالس با مساعی مربوط یه برکناری دکتر مصدق (براندازی 28 امرداد) به خاطر انگلستان نبود بلکه این دو تن می خواستند آمریکا جای انگلستان را در خاورمیانه بگیرد و به انگلستان نقش بازیگر دوم داده شود.ایدن که در 36 سالگی وزیر امورخارجه انگلستان شده بود و در دهه 1930چند ملاقات با هیتلر و موسولینی داشت گفته است که بر خلاف تصور عمومی، موسولینی مذاکره کننده ای آرام و خونسرد بود، ولی به آسانی و بدون ملاحظه زیر قولهایش می زد او به هیچیک از تعهدات خود در قبال منطقه مدیترانه و اتیوپی که به انگلستان سپرده بود عمل نکرد.
استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع میباشد. طراحی و اجرا توسط: هنر رسانه