روزنامه سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگــی
 -  - 
20 دی 1396  |  گردشگری  |  کد خبر: 42428
0
0
«همدلی» ویژگی‌های یک پدیده اجتماعی را بررسی می‌کند
سایه‌روشن‌های ازدواج سفید
آذر لطفی‪-‬ تا چند سال پیش در ادبیات عامیانه مردم ازدواج فقط یک معنا داشت و آن هم آغاز زندگی مشترک و رفتن زیر یک سقف برای بنیان گذاشتن پایه‌های یک زندگی. ازدواج، ازدواج بود، خارج از هر رنگ سیاه و سفیدی. اما چند سالی می‌شود که به ازدواج هم رنگ و لعاب بخشیدند و یک واژه‌ای جدید یا بهتر بگوییم اصطلاحی تازه به نام«ازدواج سفید» وارد ادبیات اجتماعی کشور شده است. اکثر ما در مورد این پدیده نوظهور شنیده‌‎ایم و نظرات و قضاوت‌‌های خاص خود را در ارتباط با آن داریم. این پدیده شگفت که در نوع خود محصول دنیای مدرن است، از آن وقایعی است که باید از زوایای مختلف آسیب‌شناسی شود.
ازدواج سفید یا به تعبیری هم‌باشی به ازدواجی می‌گویند که زن و مرد با هم زندگی می‌کنند، بدون آنکه با هم صیغه عقد را خوانده باشند. یعنی ازدواجی که در هیچ جای رسمی ثبت نشده است. فقط قراردادی است بین زن و مرد برای زندگی مشترک در کنار هم. این قرارداد فقط بین زوجین اعتبار دارد و هیچ اعتبار قانونی و شرعی ندارد. این شیوه از زندگی معمولا از سوی جوانانی که از ازدواج فراری هستند، اما از طرفی هم نمی‌خواهند تنها باشند مورد استقبال قرار می‌گیرد.
روشن است که ازدواج سفید محصول انتقال از فرهنگ غرب به شرق و به نوعی برآمده از مدنیت نوین است که البته گستره وسیعی از کشورهای جهان سوم را تحت تاثیر قرار داده است. این رویه که در کشورهای غربی مرسوم است و بر اساس آن زن و مرد پیش از تصمیم قطعی برای ازدواج، چند سالی را بدون هیچگونه ثبت سند رسمی، با هم زیر یک سقف زندگی می‌کنند، گاه حتی بچه‌دار هم می‌شوند و چند سال بعد اقدام به ازدواج رسمی می‌کنند. نمونه آن را می‌توان در زندگی چهره‌‌های ورزشی و هنری سرشناس در سطح دنیا مشاهده کرد. به عنوان مثال همین چند ماه پیش بود که «لیونل مسی» آرژانتینی فوتبالیست سرشناس بارسلونا بعد ازداشتن دو فرزند به زندگی مشترکش رسمیت بخشید. این رویه برای جوامع غربی نسبتا جاافتاده است و با فرهنگ خودشان همخوانی نسبی دارد. اما این پدیده که سنخیت چندانی با فرهنگ غالب جامعه ما نیز ندارد، چند سالی می‌شود از پرچین مرزی کشور ما نیز عبور کرده است و از سوی برخی از افراد مورد استقبال قرارگرفته و روز به روز نیز به طرفداران این سبک از زندگی افزوده می‌شود. چون این پدیده نسبت به فرهنگ و شرایط حاکم بر جامعه رواج زیادی در بین جوانان کشور داشته، خوب است اندکی روی آن درنگ کنیم.
طبق آمار غیررسمی ازدواج سفید در شهرهای بزرگ ایران در حال گسترش است، ولی ماهیت پنهانی و دور از چشم این نوع زندگی مشترک دسترسی به آمار در این باره را مشکل می‌کند. برخی از جامعه‌شناسان و کارشناسان در ایران ازدواج سفید در فرهنگ ایرانی- اسلامی را وصله ناجوری می‌دانند.
انگیزه‌‌ها در ازدواج سفید
«مونا» دختری 33 ساله و حقوقدان است. سه سالی می‌شود که به قول خودش به تبعیت از دوستان روشنفکرش با یکی از همکارانش بدون هیچ عقد و تعهد شرعی و قانونی زندگی مشترک‌اش را آغاز کرده است. او در رابطه با انتخاب این شیوه از زندگی می‌گوید: دلیل انتخاب من با اکثر کسانی که این سبک زندگی مشترک را انتخاب کرده‎‏اند متفاوت است. شاید دلیل خیلی از این افراد مشکل مالی یا عدم مسئولیت‌پذیری یا فرار از تعهد و محدودیت و حفظ آزادی‌‌های فردی باشد، اما من از لحاظ عاطفی وابستگی شدیدی به همخانه فعلی‌ام «آرش» داشتم. فکر این که حتی برای یک لحظه فرد دیگری را به جای او در زندگی خود تصور کنم مرا به مرز جنون و دیوانگی می‌کشاند، سال‌ها منتظر بودم که براساس رسم ورسوم پذیرفته شده جامعه خود زندگی‌ام را با آرش آغاز کنم، اما نه خود و نه خانواده‌اش تمایلی به ازدواج وی نداشتند. بنابراین زمانی که با پیشنهاد آرش برای زندگی مشترک زیر یک سقف بدون عقد رسمی مواجه شدم، به دلیل وابستگی عاطفی‌ام به وی چاره‌ای جز پذیرفتن پیشنهادش نداشتم. بی‌شک اگر شرایط ازدواج رسمی و قانونی با آرش برایم مهیا می‌شد، این سبک از ازدواج را که نه تنها برای من سفید نیست، بلکه پر رنگ‌تر از هر سیاهی است، انتخاب نمی‌کردم.
مونا در رابطه با دغدغه‌‌های زندگی مشترکش با بغض می‌گوید:«احساس امنیت روانی ندارم. هر لحظه احتمال می‌دهم آرش پایان رابطه را اعلام کند. این کابوس هر روزه و هر لحظه با من همراه است. ترس از این موضوع باعث شده مدام استرس داشته باشم و حتی از لحظاتی که در کنار هم به سرمی‌بریم نیز لذت نبرم.»
مونا در باره روابط اجتماعی و خانوادگی‌اش با دیگران می‌گوید: در جمع‌‌های دوستانه که اکثرا متاهل هستند احساس خود کم‌بینی و شرم دارم. هیچ چشم‌انداز روشنی از آینده برای خودم متصور نیستم. از دست خودم عصبانی‌ام و مدام با خود در حال قهر، دعوا و درگیری هستم. می‌دانم با پذیرفتن این سبک از زندگی خیلی از آرزوهایم فقط درحد یک آرزو باقی می‌ماند. من عاشق بچه بودم، عاشق پوشیدن لباس سفید عروس، عاشق یک زندگی گرم و با تعهد، اما با انتخاب این مدل از زندگی این فرصت‌‌ها را از دست می‌دهم.»
اما از سوی دیگر آرش34 ساله نظری کاملا متفاوت با مونا دارد. او که مشغول بازی با موبایلش است، با خونسردی کامل می‌گوید: «زمان ازدواج به سبک سنتی به سر آمده است. زمانی که می‌توانی بدون هیچ تعهد و مسئولیتی به راحتی زندگی کرد چرا خود را درگیر ازدواج و تشریفات عقد و عروسی کنید. اگر اختلاف و طلاق در کار باشد که مشکل صد چندان می‌شود، دادگاه، مهریه و حتی زندان که محصول طلاق است، مو را بر بدن آدم راست می‌کند.» او با آرامی ادامه می‌دهد «کلا با ازدواج و تشکیل خانواده مخالف هستم و آن را موضوعی منسوخ شده و دست و پاگیرمی‌دانم.»
آرش از کسانی که ازدواج سفید را پیش‌زمینه‌ای برای ازدواج‌های رسمی می‌دانند دفاع می‌کند و با همان خونسری همیشگی‌اش ادامه می‌دهد:«تنها در کشورهای جهان سوم از جمله کشور ماست که ازدواج را هندوانه سربسته فرض می‌کنند که تا زمانی زیر یک سقف مشترک نروی همان طور سری و رازآلود تصور می‌شود و نمی‌توان در مورد آن نظر قطعی داد. اما در جوامع پیشرفته که براساس آمار و ارقام آسیب‌‌های کمتری از کشورهای جهان سوم زیر پوست کشورشان نفس می‌کشد، این سبک زندگی یک سبک پذیرفته شده و مرسوم است. همخانه شدن به قصد شناخت برای یک رابطه درازمدت به اسم ازدواج باعث شناخت بهتر دو طرف از یکدیگر می‌شود.»
او با انتقاد از سبک ازدواج موجود می‌گوید:«در کشور ما اکثر افراد ابتدا با ازدواج رسمی زیر یک سقف می‌روند بعد قرار است نسبت به هم شناخت پیدا کنند. این خیلی مضحک و خنده‌دار به نظر می‌رسد، چرا که در صورت زندگی مشترک قبل از ازدواج رسمی، این فرصت فراهم می‌شود که شناخت درستی را نسبت به فرد مورد نظر پیدا کنی و در صورت تفاهم نداشتن بدون هیچ دردسر و هزینه‌ای رابطه را قطع کنید.» او با بیان اینکه با توجه به انگ‌‌های اجتماعی طلاق پرهزینه است، در این رابطه می‌گوید: «قطع یک دوستی بهتر از قطع یک زناشویی است که اسم آن را طلاق می‌گذارند که آن نیز به نوبه خودش آسیب‌‌های زیادی را مانند بالا رفتن آمار طلاق، کودکان طلاق، مشکلات پرداخت مهریه و... را با خود همراه دارد.»
اثرات اجتماعی ازدواج سفید در ایران
اما یک جامعه‌شناس در باره آسیب‌های اجتماعی ازدواج سفید به همدلی می‌گوید:«واقعیت این است که ازدواج سفید محصول فرهنگ ما نیست و سوغات غرب است، اما ما خودمان هم با آغوش باز آن را پذیرفتیم. شاید این پذیرش ناخودآگاه بوده، اما بدون شک ایرادات و مشکلاتی وجود داشته که باعث شده است افراد به این سمت سوق داده شوند. جامعه ما در این راستا مشکلات اجتماعی، اقتصادی، روانی و فرهنگی زیادی دارد.»
«فرناز آزادی» با بیان اینکه تعریف ازدواج سفید در ایران با تعریف جهانی آن متفاوت است، می‌افزاید:اگر چه دلایل کسانی که این سبک از زندگی را برای ادامه زندگی‌شان برمی‌گزینند، متفاوت است، اما در بررسی‌های به عمل آمده غالب آنها یک مولفه مشترکی دارند که آن عدم مسئولیت‌پذیری از سوی یکی از زوجین است. معمولا چنین افرادی برداشت درستی از خانواده و کارکردهای آن ندارند، خیلی دیر به بلوغ فکری لازم برای تعهد و مسئولیت‌پذیری ازدواج می‌رسند و از آن می‌گریزند.»
وی ادامه می‌دهد:«تحقیقات نشان داده است زنان در چنین رابطه‌‌هایی به دلیل اینکه حمایت‌‌های قانونی به عنوان یک زن شوهردار را از دست می‌دهند بیش از انواع دیگر ازدواج دچارخشونت خانگی می‌شوند و چنین روابطی زودتر از ازدواج‌‌های رسمی و شرعی از هم می‌پاشد.»
این جامعه‌شناس در خصوص تاثیر ازدواج سفید برای زنان می‌گوید:«آنچه بسیار به چشم می‌آید احساس عدم امنیت روانی برای هر دو طرف و خصوصاً برای دختران و زنان است و از آنجا که ساختار خلقت و شخصیت زنان بسیار هیجانی، لطیف و بر اساس ظرافت‌‌ها و پیچیدگی‌‌های خاص آن‌‌ها طراحی شده، اینگونه روابط تاثیر مخرب بر ذهن و روان آن‌‌ها بر جای می‌گذارد. از سوی دیگر در چنین ارتباطاتی برای فرزندان و بارداری‌‌های احتمالی هیچ پیش‌بینی‌ای انجام نگرفته و همین امر خود بر میزان فرزندان و کودکان نامشروع، بدون شناسنامه و آمار سقط جنین غیرقانونی و مرگ و میر ناشی از آن می‌افزاید.»
در خصوص آسیب‌پذیری ازدواج سفید برای مردان نیز این جامعه‌شناس معتقد است:«در جامعه‌ای مثل ایران  به مردی که زندگی مشترک بدون ازدواج دارد، با نگاه مردی که دارای خصلت‌‌های مردانگی است، نگاه نمی‌شود و ازدواج سفید باعث می‌شود اطرافیان با نگاه سطحی و سنتی او را قضاوت کنند.»
سود و زیان‌های ازدواج سفید
از قدیم گفته‌اند تا دو نفر زیر یک سقف نروند مشخص نیست که بتوانند با هم زندگی کنند. برخی به ازدواج سفید به مکانیزمی برای محک زدن درصد موفقیت ازدواج دائم نگاه می‌کنند. آزادی، ضمن تایید این که ازدواج سفید امکان شناخت زوج را پیش از ازدواج دائم فراهم می‌کند، می‌گوید:«در اکثر ازدواج‌های سفید بحث ازدواج دائم از ابتدا مطرح نیست و همیشه هم این گونه نیست که به ازدواج دائم منجر شود. از طرفی تبعات خاتمه دادن به ازدواج سفیدی که علنی شده باشد بیشتر از طلاق در ازدواج رسمی است.»
آزادی می‌گوید: «ظاهرا این‌طور به نظر می‌رسد که در ازدواج سفید بدون دردسر و مشکلات قانونی و حقوقی می‌توان چمدان را بست و رفت، ولی در عمل چون ازدواج رسمی در چارچوب قانون و با حمایت خانواده‌ها صورت پذیرفته است، در صورت طلاق، زوجین پیامدهای عاطفی، اجتماعی و فرهنگی کمتری را متحمل می‌شوند.»
با توجه به افزایش این مدل زندگی از سوی جوانان کشور ما، اما نمی‌توانیم انکار کنیم که جامعه مردانه ایرانی علاقه دارد که با زنی ازدواج کند که قبل از او تجربه رابطه با دیگری را در هیچ سطحی نداشته باشد و نمی‌تواند بپذیرد که به شناسنامه زن و گذشته او توجهی نکند، و فقط به زمان حال او و خود او توجه کند. در شرایطی که مردان جامعه ما مدرن می‌اندیشند، اما سنتی عمل می‌کنند. با این شرایط به نظر می‌رسد نمی‌توان آینده مورد دلخواه زنان و دخترانی را که این نوع زندگی انتخاب می‌کنند متصور بود.
استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع میباشد. طراحی و اجرا توسط: هنر رسانه