روزنامه سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگــی
 -  - 
04 دی 1396  |  دانش و فناوری  |  کد خبر: 41656
0
0
ویراستاری همانند پرستاری بچه است
«دایانا آتهیل» ویراستار صد ساله از تجربه‌های خود می گوید
در میان مشاغل فرهنگی خصوصا در حوزه رسانه و کتاب یکی از شغل‌های سهل و ممتنع، ویراستاری است. سهل به این دلیل که هر کس به خود اجازه می‌دهد وارد این حرفه شود و در عین حال ادعا کند ویراستار است. ممتنع به این دلیل، کسی که این حرفه را انتخاب می‌کند باید به بسیاری از رموز علم نحو، زبان و ادبیات به اضافه حوزه مختلف دانش نیز آگاهی داشته باشد. در عین حال ویراستاری کاری حرفه‌ای است. هر متنی را که نوشته می‌شود، ویراستاری باید آن را تصحیح کند که به دقایق دانش آن متن آگاه باشد. فرضا اگر کتابی در حوزه راهسازی منتشر می‌شود، ویراستاری آن را باید کسی به عهده بگیرد که علاوه بر آگاه بودن از زبان و ادبیات کتاب مبدا، به دانش راهسازی هم اشراف داشته باشد. این موضوع البته در ایران کمتر اعمال می‌شود و امروزه به هر کس هر کتابی را بدهند، به اصطلاح خود ویراستاری می‌کند. اما ویراستاران در دنیای حرفه‌ای ادبیات جایگاه ویژه‌ای دارند به صورتی که گاه حتی بزرگ‌ترین نویسندگان دنیا از ویراستارانی بهره می‌بردند که بتوانند کتاب‌های آنها به درستی ویرایش کنند تا بدون مشکلی به دست مخاطبان برسد. روز گذشته ایبنا به نقل از وب‌سایت روزنامه گاردین متنی را از «دایانا آتهیل» یکی از ویراستاران ادبی معروف جهان را منتشر کرده است که با وجود عمر ۱۰۰ساله‌اش هنوز هم مشغول کار است و به ویراستاری ادامه می‌دهد. تتیر «ویراستاری همانند پرستاری بچه است» بی‌تردید فصل‌الخطابی برای همه کسانی است که در این وادی نفس می‌کشند. آتهیل کارهای بزرگانی چون فیلیپ راث، نورمن میلر، جان آپدایک، سیمون دوبووار، جین ریس، و.س نایپل، جک کرواک و مارگارت آتوود را ویرایش کرده است. بخش‌هایی از این پرسش و پاسخ را با هم می‌خوانیم.
- بهترین توصیه شما برای یک خانم در شروع ۳۰ سالگی چیست؟
من به او می‌گویم یک رابطه عاشقانه را آغاز کند، اگر تاکنون تجربه چنین رابطه‌ای را نداشته است.
- شما ترجیح می‌دهید ویرایش کنید یا نوشته‌های خودتان را بنویسید؟
من ترجیح می‌دهم مطالب خودم را بنویسم.
- کار با کدام نویسنده برای شما جالب یا چالش‌برانگیز بود؟ چرا؟
کار کردن با «مولی کین» دلپذیر و جالب بود، او به تشویق نیاز داشت و من کمکش کردم. در حالی‌که جین ریس دقیقا می‌دانست چه کاری می‌خواهد انجام دهد، فقط نیاز داشت برای زندگی به او کمک شود..
- آیا زندگی طولانی خود را به ژن خوب، شیوه زندگی، علاقه و امید به زندگی یا به نوعی ترکیبی از این سه مورد نسبت می‌دهید؟ یا فقط به خوشبختی؟
در نهایت تصمیم گرفتم که در پاسخ به این سوال شما بگویم؛ خوشبختی. من به گذشته فکر می‌کنم و خودم را خوشبخت می‌بینم. اما فکر می‌کنم این ژن خوب هم بی‌تاثیر نبوده است. آن‌ها به کتاب علاقمند بودند، خانه پدربزرگ و مادربزرگ من پر از کتاب بود. بنابراین اگر بیرون مشغول سواری نبودیم حتما در حال مطالعه بودیم...
- آیا فکر می‌کنید عشق به کار، به شما کمک کرده است؟ ما را راهنمایی‌هایی می‌کنید؟
من کارم را دوست دارم و هنگامی که به گذشته برمی‌گردم احساس می‌کنم در زندگی‌ام فوق‌العاده خوش‌شانس بوده‌ام. اتفاقات بدی برایم رخ داد، اما از پس آن‌ها برآمدم چون کارم را دوست داشتم. همچنین، من این شانس فوق‌العاده را داشتم که بعد از بازنشستگی به عنوان یک ناشر، شروع به نوشتن کردم. بعد از بازنشستگی همه به من می‌گفتند که باید در مورد کارهای انتشاراتی خودم بنویسم و به آن‌ها گفتم این کاری نیست که من بخواهم انجام دهم. من کتاب «به جای یک نامه» را نوشتم که در دهه ۱۹۶۰ منتشر شد و کتاب بعدی‌ام درباره وجیه غالی، نویسنده مصری بود که در خانه من خودکشی کرد. رابطه بسیار ناراحت‌کننده‎ای بود که من برای رهایی از آن، داستانش را نوشتم اما تا همین چند وقت پیش منتشرش نکردم.
سپس شروع به نوشتن خاطراتی کردم که خوشحالم کرده بودند و متوجه شدم که برای سرگرمی و درمان غم و اندوهم می‌توانم بنویسم. در دهه ۸۰ زندگی‌ام کتاب‌های بسیاری نوشتم که به این معنی است که زندگی برایم بسیار لذتبخش و سرگرم‌کننده شده و من هنوز با آن‌ها زندگی می‌کنم. فکر نمی‌کنم صد ساله‌های زیادی در دنیا باشند که هنوز با قلم خود زندگی می‌کنند.
- زندگی کردن در یک اتاق چگونه است؟
بسیار آسان‌تر از چیزی است که فکر می‌کردم. وقتی نخستین بار اتاقم را دیدم قلبم شکست، چون خیلی کوچک است. اکنون از همه چیز پر است. فکر می‌کنم فقط ۴۰۰ کتاب در اتاقم داشته باشم. حس بسیار بدی داشتم وقتی مجبور بودم از تعداد کتاب‌هایم کم کنم، چون فقط برای ۳۰۰ کتاب فضا در اختیار داشتم، اما بعد تعداد کمی قفسه اضافه کردم.
- نظرتان در مورد نوشته‌هایتان چیست و چگونه پیش رفته است؟
این مبتنی بر مهارت است. چون کاملا درست است که نوشته‌های عجیب اغلب به خوبی نوشته می‌شوند، اما ممکن است مورد پسند دیگران نباشد. من فکر کردم باید با دیگر ویراستارها تماس بگیرم، از آنها بازخورد بگیرم و اگر بیشتر افراد آن را دوست داشتند، ادامه دهم. من به ندرت از چیزهای فانتزی لذت می‌برم، اما می‌دانم که برخی افراد به کتاب‌های فانتزی علاقمند هستند و چنین آثاری بسیار مورد استقبال گرفته‌اند.
- آیا کتاب‌های مورد علاقه خود را دوباره با چشم‌انداز جدید خوانده‌اید؟ آیا کتاب بوده که دوباره خوانده و آرزو کرده باشید که ای کاش این کار نکرده بودید؟
من کتاب کنت کلارک درباره زندگی‌اش را دوباره خواندم و به اندازه بار اول از آن لذت بردم. از دست دادن حافظه مزایایی دارد. چون گاهی اوقات شما می‌توانید یک کتاب را انتخاب کنید و به یاد نیاورید که قبلا آن را خوانده‌اید. اگر شما واقعا یک کتاب را دوست داشته باشید، هرگز آن را فراموش نخواهید کرد. فکر می‌کنم چهار بار «جنگ و صلح» و سه بار «میدل مارچ» را خوانده‌ام. من باید راهی برای نادیده ‌گرفتن جین آستین برای ۱۰ سال آینده پیدا کنم چون بیش از اندازه آثارش را خوانده‌ام.
- آیا فکر می‌کنید اهمیت یک ویراستار در پیشرفت یک نویسنده در طول حرفه‌اش کمرنگ شده است؟
من فکر می‌کنم تقریباً ویراستاران در زندگی حرفه‌ای نویسنده اهمیتی ندارند. بعضی از نویسندگان به شدت به ویراستاران وابسته هستند و برخی دیگر نه. من به خاطر ویراستاری کتاب‌های جین ریس و نایپل مشهور هستم، اما هیچ یک از این دو کلمه‌ای به ویرایش من نیاز نداشتند. ویراستاری این نویسندگان همانند پرستار بچه است؛ بخصوص در رابطه با جین.
- چگونه ما می‌توانیم در این زمانه افسردگی از راهنمایی‌های شما بهره ببریم؟
خب، من دوست دارم نوشته‌هایم واضح و مختصر باشد. من کلمات زیادی را دوست ندارم. این طبیعت من است. دوست دارم چیزهای ساده و تا حداکثر ممکن واقعی داشته باشم
- صنعت چاپ و نشر را در ۲۰ سال آینده چگونه می‌بینید؟
انجام دادن یک معامله خوب نسبت به گذشته بسیار سخت شده است. یک معامله خوب بیشتر پول‌محور است، اما نه برای همه ناشران. ناشر خودم به نظر می‌رسد بهتر از دوران من کار می‌کند. اما مردم گله دارند که ناشران دیگر بیش از اندازه بزرگ شده‌اند و در مورد تصحیح و ویرایش نوشته‌ها ضعیف عمل می‌کنند. آن‌ها به اندازه گذشته به ویرایش اهمیت نمی‌دهند.
- شما یک قرن زندگی کرده‌اید. به نظرتان انسانیت هنوز زنده است؟
خدا می‌داند. من سعی می‌کنم هنوز ببینم. خیلی خوشحالم که پاسخ این سوال را نمی‌دانم.
اخبار مرتبط
دیدگاه کاربران

ارسال دیدگاه
نام :    ایمیل : 

عکس خوانده نمی شود کد امنیتی :      
استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع میباشد. طراحی و اجرا توسط: هنر رسانه