روزنامه سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگــی
 -  - 
18 آذر 1396  |  اقتصاد  |  کد خبر: 41138
0
0
به بهانه سفر وزیر خارجه انگلیس به ایران
سازوکار نو‌محافظه‌کاری برای حفظ نظام سلطه
امیر مقدور مشهود‪-‬ وقتی موضوع سفر وزیر خارجه انگلیس به ایران را در کنار تصمیم اخیر دونالد ترامپ قرار می‌دهیم، به فاصله وحشتناک ارزش انسان‌ها در کره خاکی پی می‌بریم. بوریس جانسون، وزیر خارجه انگلیس همان‌طور که در روزهای گذشته وعده داده بود، برای پیگیری وضعیت نازنین زاغری-راتکلیف تبعه ایرانی-انگلیسی به تهران سفر می کند. اینکه نازنین زاغری-راتکلیف در ایران به چه کاری مشغول بوده و اتهام وی در این زمینه چیست، موضوع دیگری است که با توجه به اطلاعات منتشرشده امکان قضاوت درست در این خصوص وجود ندارد اما وقتی وزیر خارجه یک کشور به‌خاطر تنها یک فرد به کشوری سفر می‌کند، نشان‌دهنده موضوع مهمی است. این اتفاق در شرایطی صورت می‌گیرد که طی 14 سال گذشته تنها سه‌بار وزیر خارجه انگلستان به ایران سفر کرده است. در سوی مقابل تصمیم ترامپ مشاهده می‌شود که به دنبال زیرپا گذاشتن حقوق و مطالبات مردمی است که سال‌ها برای احراز هویت خود مبارزه کرد‌ه‌اند. او به‌سادگی خواسته فلسطینی‌ها را زیر پا می‌گذارد تا ثابت کند که انسان‌ها بسته به تعلقات اجتماعی و دسته‌بندی سیاسی آن‌ها، ارزش‌های غیریکسانی دارند. چنین اختلافی پیش از این در جوامع مختلف با مفاهیمی مانند «کاست» به صور مختلف بروز یافته بود که در شرایط حال حاضر جهان، این اختلاف منزلتی نسبت به جایگاه کشورها در نظام جهانی قابل شناسایی شده است. بوریس جانسون و دونالد ترامپ هر دو جزو نومحافظه‌کارانی محسوب می‌شوند که به دنبال بازگشت به ارزش‌های چند دهه پیش هستند. ارزش‌هایی که با ظهور پدیده جهانی شدن و روایت‌های متکثر ناشی از تفکر پست‌مدرن، کارآیی خود را از دست داده بود. بوریس جانسون یکی از مهم‌ترین کنش‌گران برگزیت یا همان خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا است. مدافعان برگزیت بیش از هر چیز بر پدیده مهاجرت و کنترل مرزهای بریتانیا تمرکز داشته و با بهانه‌های مختلف مخالف این رفت‌وآمدها بودند. از سوی دیگر دونالد ترامپ با شعار دیوارکشی میان مکزیک و ایالات متحده نیز همین سیاست را پیگیری کرده است. گویا نام‌بردگان به این نتیجه رسیده‌اند که منافع کشورهای آن‌ها کماکان در حفظ فاصله میان مرکز با پیرامون است. وقتی عملکرد نومحافظه‌کارانی مانند ترامپ و جانسون را در نظام اقتصاد جهانی قرار می‌دهیم، این‌طور به نظر می‌رسد که آن‌ها مایلند تا نیروی کار را در خارج از مرزهای خود حفظ کنند. این مهم می‌تواند معطوف به اهداف مختلف باشد. از یک سو نیروی کار در کشورهای پیرامونی بسیار ارزان‌تر از مرکز بوده که باعث کاهش هزینه‌ها و بالتبع سود بیشتر می‌شود. از سوی دیگر گسیل‌شدن نیروی کار به مرکز موجب افزایش هزینه‌های رفاهی برای دولت‌های این کشورها می‌شود اما شاید مهم‌ترین و جدی‌ترین انگیزه برای این سیاست، به عملکرد کشورهای پیرامونی بازمی‌گردد. مادامی که نیروی کار، انبوه و بیش از پتانسیل‌های آن مناطق باشند میل برای جذب سرمایه‌گذاری خارجی بیشتر است. هرچقدر در کشورهای پیرامونی، جمعیت جوان بیشتری حضور داشته باشند نیاز به سرمایه‌ خارجی برای اشتغال‌زایی بالا می‌رود. بدیهی است چنین نیازی موجب وابستگی بیشتر به متروپل، قواعد و چارچوب‌های نظام جهانی می‌شود. این وضعیت نشانگر پدیده جدیدی است. از یک سو شاهد اختلاف شان و منزلت اتباع مرکز و پیرامون هستیم و از سوی دیگر کشورهای مرکز می‌کوشند که جمعیت در پیرامون را حفظ و از مهاجرت آن‌ها جلوگیری کنند.
باید و نبایدهای مراکزی مانند صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی برای پرداخت تسهیلات در کنار ملزومات فوق نهایتا به این نقطه منتهی می‌شود که کشورهای مرکز متمایلند تغییرات اجتماعی در پیرامون کاملا منطبق بر نظام سرمایه هدایت و کنترل ‌شود. تا چند دهه پیش حضور حکام دیکتاتور می‌توانست ضامن جریان سرمایه باشد اما با گسترش مطالبات دموکراسی‌خواهانه عملا این رویه دیگر کاربرد سابق را نخواهد داشت. به همین منظور می‌بینیم که فشار مطالبات اجتماعی برای اشتغال و رفاه جایگزین اقتدار حکومت‌های خودکامه شده است. نیاز به اشتغال امروز مهم‌ترین اهرم برای حفظ نظام جهانی است. نظامی که سعی می‌کند با حفظ تفاوت میان اتباع خود با بقیه مردم جهان نوعی «کاست» در سطح جهانی را مستقر کرده و با افزایش نیاز کشورها به سرمایه‌گذاری و ایجاد اشتغال ساز وکار خود را حفظ کند. یعنی هم شئون و یا طبقات و هم سازوکار جاری از این طریق ترسیم می‌شود. بدیهی است کشورهایی که از این جریان تبعیت نکرده و ساز مخالف بنوازند با تحریم‌های گسترده همراه خواهند شد که نمونه کاملا عیان و بارز آن تحریم‌هایی است که گریبان کشور ما را گرفته و تاثیر بسیار بدی بر زندگی مردم گذاشته است.
ظاهر امر نشان می‌دهد که بوریس جانسون برای پیگیری وضعیت نازنین زاغری-راتکلیف به ایران سفر می‌کند اما گمان می‌رود این سفر محدود به این موضوع نبوده و بسیاری دیگر از جنبه‌ها را نیز شامل می‌شود. بدون شک وزیر خارجه انگلستان جنبه‌هایی را مد نظر دارد که به تداوم و نهادینگی هرچه بیشتر نظام جهانی سرمایه‌داری معطوف است. در این شرایط باید دولتمردان و به‌خصوص وزیر خارجه کشورمان با در نظر گرفتن ارتباط کلیه زوایای پیدا و پنهان روابط بین‌الملل منافع و مطالبات ایران را مد نظر قرار دهند.
استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع میباشد. طراحی و اجرا توسط: هنر رسانه