روزنامه سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگــی
 -  - 
14 آذر 1396  |  بین الملل  |  کد خبر: 41061
0
0
مردم به چه فکرمی‌کنند؟
سبحان باقری: در یکی از سازمان‌های نظامی هنگام تحویل وسایل، کتاب «افسانه سیزیف» را از کیفم بیرون آوردم که با خود به داخل ببرم. سرباز وقتی خط اول کتاب را که نوشته بود «تنها یک مسئله مهم فلسفی موجود است و آن خودکشی است.» خواند، گفت اجازه نداری کتاب را با خود به داخل ببری. گفت:«اینجا سرباز‌ها همین‌طوری هزار فکر بد دارند، لازم نکرده این رو ببری داخل» همین مسئله باعث شد تصمیم بگیریم نظر مردمی را که مجبور به کار اجباری هستند، در این باره بدانیم که در ادامه به چند مورد از آن‌ها اشاره شده است.
علی‌ اکبری- سرباز: من به‌علت مشکل پزشکی باید معاف می‌شدم اما بنا به دلایلی که شاید گفتنش خوب نباشد، معاف نشدم و بجای شرکت در کنکور مجبور به خدمت شدم. من دانش‌آموز تیزهوشان در رشته تجربی بودم ‌و قصدم ادامه تحصیل بود. اما الآن مجبورم صبح به صبح حیات پادگان را جارو بزنم و پست بدهم. این توفیق اجباری تاثیر بسیار بدی بر روحیه من گذاشته است. هیچ فنی یاد نگرفتم و از مهارت‌هایی هم که دارم استفاده نمی‌کنند. فقط اینجاییم که شب‌ها را به روز برسانیم.
قدیر- کودک‌کار افغانستانی: من متولد ایران هستم اما شناسنامه ندارم و شرایط مالی خانواده‌ام اصلا خوب نیست به همین خاطر از کودکی ناچار به کار بودم. من به درس علاقه دارم و شاگرد اول کلاسمان هستم. اما کار کردن باعث می‌شود از علاقه‌ام دور بمانم و نتوانم ادامه تحصیل بدهم. هرچند اگر ادامه بدهم هم، چون شناسنامه ندارم نمی‌توانم به دانشگاه بروم.
یکی از دانشجویان تهران- من مدتی در دانشگاه، در قالب کار دانشجویی، مشغول به کار بودم. حقوقی که به ما می‌دادند چیزی حدود هزار یا دو هزار تومان در ساعت بود و واقعا مبلغ بسیار کمی بود. من با این تصور که در حین کار می‌توانم با اساتید آشنا شوم و ارتباطم را با دانشگاهیان افزایش دهم، به این کار روی آوردم و وقتی با این مسائل رو‌به‌رو شدم دیگر ادامه ندادم.
استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع میباشد. طراحی و اجرا توسط: هنر رسانه