روزنامه سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگــی
 -  - 
23 آبان 1396  |  بین الملل  |  کد خبر: 40124
0
0
شاعرانه
همراه غمی که از دیروز منجیل و بم و آذربایجان و... رسیده به امروز کرمانشاه و سرپل ذهاب و قصرشیرین و...
در پس زلزله‌ای سخت. شعری که سخت در من است...
«می‌دانم که مرده‌ایم»
دیوارها رفتند
سقف‌ها آمدند
همه چیز
حتا صدای تو لرزید
حتا دست‌های تو دور گردنم
حلقه‌ی گرمی که سرد شد
سرد
حالا برای لحظه‌ای مرگ را کنار بگذار
و مرا ببوس
پیش از آن‌که آغوش‌مان را از زیر آوار درآورند.
استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع میباشد. طراحی و اجرا توسط: هنر رسانه