روزنامه سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگــی
 -  - 
23 آبان 1396  |  ورزش  |  کد خبر: 40098
0
0
چرا نفیسی ایران را ترک کرد؟
استاد در سال‌های آخر عمر، وقتی دانست دستگاه به هیچ وجه حاضر به تحمل او نیست، تصمیم گرفت دار و ندار خود را بفروشد، آپارتمان کوچکی در پاریس تهیه کند و در آنجا با استفاده از گنجینه ارزشمند کتاب‌های خطی یا چاپی فارسی که در کتابخانه ملی پاریس (کتابخانه ملی فرانسه) وجود دارد، فعالیت‌های ادبی خود را ادامه دهد. دار و ندار یک استاد محقق چیست؟ کتاب‌هایش! برای سعید نفیسی دل‌کندن از وطن، دل‌کندن از کتاب‌هایش و دل‌کندن از باقی‌مانده دوستانش دشوار بود اما او در اینجا به آخر خط رسیده بود. دانشگاه او را بازنشسته کرده بود و حتی به‌عنوان خرید خدمت حاضر نبود از او استفاده کند.
مجله‌هایی مانند مجله ادبی سخن و مجله یغما، مقاله‌های او را چاپ می‌کردند ولی در مقابل فقط تشکر تحویلش می‌دادند. موسسات بزرگ ادبی آن زمان مانند«بنیاد شاهنامه و بنیاد فرهنگ ایران «متولیان خودشان را داشتند و در آنجا جایی برای نفیسی باقی نمانده بود. ناشران خصوصی نمی‌توانستند در برابر تصحیح کتاب‌هایی چون تاریخ بیهقی و دیوان خواجوی کرمانی حق‌التالیف قابل‌توجهی به استاد بپردازند. سپید و سیاه هم که چندین سال استاد به آن افتخار می‌داد و برایش نوشته‌هایی در حد فهم عامه می‌نوشت، خود روزهای سختی را می‌گذراند. اما استاد پیر ما به جهت گذراندن زندگی احتیاج به درآمد ثابت و مشخص داشت.
در سال۱۳۴۵ استاد شروع به فروختن عزیزترین دارایی‌های خود، یعنی کتاب‌هایش کرد. او قصد داشت آپارتمان کوچکی در نزدیکی کتابخانه ملی پاریس بخرد و در آخر عمر با حقوق بازنشستگی، زندگی دانشجویی را از سربگیرد اما روزگار نخواست این آرزوی کوچک آن مرد بزرگ برآورده شود و در خرداد ماه سال ۱۳۴۵ در هفتاد و یک سالگی قلب بزرگش طاقت تحمل آن همه مشکل را نیاورد و از کار ایستاد. وقتی استاد درگذشت، تازه حکومت متوجه شد که درباره او بی‌عدالتی کرده است. این ظلم بزرگی بود که مردی که پنجاه سال به فرزندان این سرزمین درس داده بود و استادان امروز مملکت شاگردان دیروز او بودند، ناچار شود برای گذراندن زندگی، کتاب‌هایش را بفروشد... برای استاد تشییع جنازه رسمی ترتیب داده شد؛ پیکر وی از مسجد سپه‌سالار تا آرامگاه ابدی بدرقه شد. در این مراسم از رجال مملکت کسی نبود، فقط عده‌ای از استادان دانشگاه و جمعی از شاگردان قدیم استاد شرکت کرده بودند، آن هم در حالی که دانشگاه، مطبوعات و فرهنگ ایران به او مدیون بودند.
نفیسی فرهنگ‌نویس هم بود، او علاقه ویژه‌ای به فرهنگ‌نویسی فارسی داشت و این کار را چنان با گستره‌ای بلند به انجام می‌رساند که «فرهنگ‌نامه فارسی» نوشته. او در همان حرف نخست یعنی «الف» بازماند و آن را تکمیل نکرد. یکی از دریغ‌های بلند ادبیات فارسی همین است؛ اینکه او با آن وسواس بلندی که در نگارش فرهنگ فارسی داشته، نتوانست آن را ادامه دهد. او در مقدمه‌ای تامل‌انگیز که در مقدمه این اثر آورده، تفاوت لغتنامه و فرهنگ‌نامه نویسی را بیان می‌کند.
اخبار مرتبط
دیدگاه کاربران

ارسال دیدگاه
نام :    ایمیل : 

عکس خوانده نمی شود کد امنیتی :      
استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع میباشد. طراحی و اجرا توسط: هنر رسانه