روزنامه سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگــی
 -  - 
23 آبان 1396  |  ورزش  |  کد خبر: 40094
0
0
«تورج شعبانخانی‌زاده» برای «همدلی» درباره وضعیت امروز موسیقی پاپ نوشت
در پاپ، تکنیک‌ها را ایرانیزه کردیم
تورج شعبانخانی‌زاده 15 بهمن ۱۳۲۹ در تهران، آهنگساز، تنظیم‌کننده و خواننده موسیقی پاپ ایرانی است. شعبانخانی در تربیت نسل نخست موسیقی پاپ مدرن ایران تاثیر فراوانی داشته است. خوانندگانی همچون سیمین غانم، هوشمند عقیلی، ابراهیم حامدی، عبدالرضا کیانی‌نژاد (مازیار) و غیره، بهترین آهنگ‌های خود را از تنظیم‌ها و آهنگ‌سازی‌های شعبانخانی دارند. صدای این موسیقیدان معاصر با آهنگ «اما افسوس تو رو داشتن دیگه دیره دیگه دیره» برای اغلب ایرانیان آشناست اما آهنگ‌سازی‌هایش برای ترانه‌های «خونه خالی، خونه ساکت»، «کویر»، «غمنامه»، «آدمک»، «کمکم کن» و غیره نیز برای مخاطبان موسیقی نوستالژی است.
در سال‌های اخیر وضعیت خوبی برای ترانه و موسیقی پاپ ایران دیده نمی‌شود. شرایطی که ایجاد شده است، غیر از مباحث و مسائل بدنه موسیقی ایران، به وضعیت اقتصادی نیز بازمی‌گردد. برای مثال آن‌ها که صدای خوب دارند، برای نشر و ارائه این صدا پولی در بساط خود ندارند و آن‌ها که پول دارند اغلب صدای خوبی ندارند و موسیقی را نمی‌شناسند. این یک وضعیت تازه برای موسیقی ماست که در گذشته اینگونه نبوده است؛ مسئله‌ای که نشانه مدیریت نادرست و نبود بنگاه‌های حرفه‌ای موسیقی است. همیشه بازار باید تلاش زیادی داشته باشد که بتواند موسیقی و تحرکات آن را سامان بخشد؛ به این معنا که اگر شخصی خواست در بازار موسیقی چیزی ضبط و منتشر کند، بتواند راه مشخصی را با سازوکار مشخص، راحت طی کند و این راه به او بفهماند که آیا استعداد دارد یا نه و اگر مستعد بود از او حمایت کند. اما متاسفانه چنین مدیریتی نه برای خواننده و نه برای آهنگ‌ساز و تهیه‌کننده، وجود ندارد. این نکته یکی از اساسی‌ترین نکاتی است که موسیقی ما را بیمار کرده و اعتمادها را در موسیقی به هم کم کرده است. تجربه شخصی من این است که وقتی کسی نزد من می‌آید برای آنکه برایش موسیقی بسازم یا اثری را برایش تنظیم کنم و یا ترانه‌ای به او بدهم، توقع دارد که با هزینه‌ای کم بتوانم کاری کنم و او را به خواننده‌ای نامدار تبدیل کنم. اینگونه نیست و بازار امروز به همین دلایل لجام‌گسیخته و شوریده است. هر شخص تک‌رو راه خودش را می‌رود و افرادی مانند من هم که این‌همه زحمت کشیده و بیش از 40 سال در انتظار این بودند که رفاه و زندگی بهتری را تجربه کنند، روز‌به‌روز زندگی‌شان سخت‌تر و توقعاتشان بیشتر شده است. و در اجتماع نیز اتفاق یا استقبال ویژه‌ای نیست که بتواند من و نسل ما را ارضا کند و دلمان را خوش کند. در واقع هیچ دلخوشی‌ای وجود ندارد. هنرمند در این جامعه شرایطی دارد که هرگز چیزی که باید باشد، نیست. در این میان بی‌کیفیتی آثار جدید نیز دل‌های ما را به درد می‌آورد. زمانی که ما پاپیولار مدرن را آغاز کردیم، گروه‌هایی داشتیم که کارهای غربی انجام می‌دادیم؛ یعنی زمانی که برنامه‌ای داشتیم، چند آهنگ فرنگی می‌خواندیم و یک یا دو اثر را به فارسی به اجرا می‌گذاشتیم که این آثار بیشتر فرانسه و ایتالیایی بود. بعدها که در ساختن اثر موسیقایی همت گذاشتیم، از تکنیک‌های غربی که تجربه کرده بودیم برای بهتر کردن موسیقی ایرانی سود جستیم و موسیقی ایرانی را مدرن کردیم. در واقع از سال 1350 موسیقی را که اغلب اسپانیایی شده بود، به موسیقی تازه‌ای تبدیل کردیم و این روند تا سال 1357 ادامه یافت. اکنون اما یک عده‌ای که اسم خودشان را موزیسین می‌گذارند اما موسیقی را نمی‌فهمند، حضور یافته‌اند که تکنیک‌های راک، بلوز و رپ را در کار ایرانی آورده‌اند و موسیقی اصلی پاپیولار ایرانی را تخریب می‌کنند؛ چون در پاپیولار ایرانی، ما تکنیک‌ها را ایرانیزه می‌کردیم نه آنکه از همان تکنیک با کلام فارسی استفاده کنیم. جوانان به این موضع توجه ندارند که ما صدها اتود می‌زدیم و در نهایت یکی را انتخاب کرده، برای انتشار ارائه می‌دادیم. زحمت می‌کشیدیم؛ نه آنکه کامپیوتر را روشن کنند و چیزی بسازند و دستی کوتاه بر کلاویه بکشند و صدایی درآورند و ریتم و شعری بی‌فکر را بگذارند و در عرض یک ربع موسیقی بسازند و بابتش هم پولی میلیونی بگیرند. این مسئله اصلی وضعیت موسیقی امروز ماست؛ بی‌توجهی و ناکارآمدی. اما در حوزه ترانه کمی پیشرفت کرده‌ایم، به عبارتی باید بگویم ادبیات فارسی ما در ترانه امروز نسبت به قدیم، چند قدم جلوتر است. این سخن به آن معنا نیست که ترانه امروز بهتر از ترانه مثلاً افرادی چون شهریار قنبری یا ایرج جنتی‌عطایی است، بلکه به آن معناست که ادبیات سهم بیشتری را در موسیقی امروز دارد.
استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع میباشد. طراحی و اجرا توسط: هنر رسانه