روزنامه سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگــی
 -  - 
23 آبان 1396  |  اقتصاد  |  کد خبر: 40087
0
0
مطالبه‌گری ویژگی اصلاحات است
محمدمهدی میرسالاری‪-‬ فعال سیاسی اصلاح‌طلب‌‪-‬ انتخابات متعدد در جوامع دموکراتیک در سایه پوست‌اندازی‌های اجتماعی و دست‌به‌دست شدن قدرت و کرسی‌های حکومتی موجب می‌شود که کنش‌گران سیاست و سیاست‌مداران به تفکر و ارائه راه‌حل برای برون‌رفت از بحران‌های موجود در جوامع بپردازند. آنچه تاکنون و بعد از انتخابات‌ متعدد در کشور انجام شده و خصوصاً تحولات بعد از سال 92 به این سو، می‌تواند نقطه اتکای تحلیل جامعه‌شناختی به لحاظ سیاسی قرار گیرد. جریان اصلاح‌طلبی با تغییر برخی چهره‌ها و ترمیم گفتمانی، از سال 76 با اندیشه‌های چپ اسلامی بروز و ظهور پیدا کرد و احزابی در این تحول اجتماعی شکل گرفت که تا حد زیادی تاثیرگذاری خود را بر اجتماع و نیروسازی سیاسی همراه داشت ولی باید به خاطر داشت که اصلاح‌طلبان متاسفانه در مقاطعی نتوانستند آن‌طور که باید، از پایگاه اجتماعی خود محفاظت کنند و خواسته‌های نیروهای حامی را محقق سازند.
هرچند که حدفاصل سال‌های تشکیل مجلس ششم تا مجلس دهم در واقع سال‌های اوج فشار بر بدنه اصلاحات بوده و فرصتی دست اصلاح‌طلبان نبود که بتوانند به خواست پایگاه اجتماعی خود توجه درخور داشته باشند و همچنین تعارضات سیاسی و فاصله‌ای را که به لحاظ گفتمان سیاسی با برخی نیروهای اجتماعی طبقه متوسط به پایین شکل گرفت رفع کنند و از طرفی روی کار آمدن دولت‌های نهم و دهم و حذف گسترده نیروهای اصلاح‌طلب و حتی به حاشیه بردن برخی از نیروهای عقل‌گرای جریان اصولگرا و در دست داشتن تمامی ارکان قدرت در حوزه‌های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و ضعف شدید عملکرد در خصوص مسائل داخلی و خارجی کارنامه‌ای را برجای گذاشتند که هم در سطح جامعه و هم در لایه‌هایی از حاکمیت با چالش شدید مواجه شد؛ چالشی که هزینه‌های سنگینی برای جریان اصولگرا داشت و این چالش در همه سطوح اجتماعی، اقتصادی و خصوصاً در حوزه بین‌الملل و سیاست خارجی و مسائل هسته‌ای، آشکار‌تر از هر حوزه دیگری، هزینه‌های سنگینی نه تنها بر خود جریان راست حاکم بر دولت و مجلس و سایر ارکان قدرت، بلکه بر کلیت جامعه ایران تحمیل کرد و عملاً کشور را در آستانه بحران و تهدید نظامی قرار داد و لذا همه این موارد و سایر مسائل داخلی که می‌رفت حاکمیت را با بحران جدی مواجه کند، دست به دست هم داد تا در سال 92 جریانی معتدل از دل جریان اصولگرا و با سرمایه اجتماعی جریان اصلاح‌طلب در سایه حمایت سیدمحمد خاتمی و آیت‌الله هاشمی رفسنجانی با رویکردی اعتدالی پا به عرصه مناسبات سیاسی- اجتماعی ایران بگذارد و در سایه همین حمایت‌های معنوی و با پشتوانه عقلی و رهنمودهای رهبری معظم انقلاب، پرونده هسته‌ای را با درک درست از تهدیدها و فرصت‌های جهانی و منطقه‌ای به سرانجام مطلوب برساند. در فضای داخلی هم آرایش نیروهای سیاسی بر مبنای عقلانیت با مشی اعتدالی توانست در سال 96 نیز اقبال عمومی و اجماع عقلانی جامعه را پشت سر خود داشته باشد. عقلانیتی که دیگر مثل دولت‌های نهم و دهم به دنبال تغییر جهان و پی‌ریزی الگویی برای مدیریت جهان نبود بلکه در فضای بین‌المللی، به دنبال تحقق گفتمان همزیستی مسالمت‌آمیز در سایه میراث جهانی برجای‌مانده از فرهنگ و تمدن بشری دوره خاتمی و خواهان تعامل با جهان و احترام به حقوق ملت‌ها و به رسمیت شناختن همه ارزش‌های بشری بود. این دیدگاه که باید در گفتار و عمل فاصله خود را با پوپولیسم معنادار کند و با توجه به زمینه ظهور پوپولیسم در نوع جدیدتری، همواره باید با نگاه بلند و همراه با برنامه، از این فرصت تاریخی که با ائتلاف نیروهای عقل‌گرای جامعه به‌وجود آمده، در آستانه سال‌های ورود به 1400، برای ضرورت امروزه جامعه ایران و جراحی سنگین ساختار سیاسی-اقتصادی اقدام کند. لذا اصلاحات با توجه به اینکه سرمایه عظیم اجتماعی خود را در اختیار روحانی قرار داده، اکنون نیز با رصد کردن مطالبات و پایش درست اقدامات و وعده‌های دولت باید همواره تلاش کند که بتواند کماکان این سرمایه اجتماعی را حفظ کند و روابط خود با بدنه جامعه را تحکیم بخشد. در همین راستا بایستی با توصیه به دولت و شخص آقای روحانی، همواره زمینه‌ کاهش مداخله دولت در حوزه‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را فراهم کند و در این خصوص هرکدام از حوزه‌ها را، مثلاً اقتصاد را به بخش خصوصی و فرهنگ و جامعه را با تحکیم بنیان‌های مدنی و گسترش سازوکارهای نهادهای مردم نهاد و... به مردم بسپارند و در حوزه سیاست نیز به دنبال اصلاحات تدریجی و آرام باشند و ضمن اینکه پروژه توسعه همه‌جانبه را به‌عنوان اولویت‌های سیاسی روز دنبال می‌کنندو با اشراف بر این موضوع که اصلاحات بدون دموکراسی‌خواهی و توسعه سیاسی امکان‌پذیر نبوده و اصلاحات ماهیتاً در ادامه پروژه توسعه سیاسی و دموکراتیزاسیون تعریف می‌شود، اصلاحات با بهبودی‌خواهی تفاوت ماهوی دارد، زیرا اصلاحات گفتمانی است که دارای دال و مدلول‌های خاص خود است و دال مرکزی گفتمان اصلاحات، آزادی است و توسعه سیاسی صرفاً برای رسیدن به دموکراسی و آزادی بیان انجام می‌شود و در سایه همین توسعه سیاسی و توسعه اقتصادی نیز معنا پیدا کرده و به دنبال آن، اصلاح ساختار بروکراتیک نظام میسر می‌شود. بایستی هشیار باشیم که پروسه اصلاحات فلسفه وجودی خاص خودش را دارد و کسی که در این حوزه گفتمانی تعریف می‌شود، باید به اصول دموکراسی و آزادی اعتقاد راسخ داشته باشد و همواره باید با مراقبت و پایش مستمر، مانع استحاله شدن اصلاحات و نیروهای اصیل آن باشیم؛ چراکه همواره خطر ظهور و رشد اصلاح‌طلبان بدلی نیز وجود دارد. هرچند ممکن است برخی افراد فرصت‌طلب فارغ از داشتن اندیشه دموکراسی و صرفاً با ژست‌های اصلاح‌طلبانه به داخل این حوزه نفود کرده باشند و چند صباحی با سرمایه اجتماعی اصلاحات به نان و نوایی برسند.
استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع میباشد. طراحی و اجرا توسط: هنر رسانه