روزنامه سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگــی
 -  - 
20 مهر 1396  |  بین الملل  |  کد خبر: 38461
0
0
انحراف معیارهای بیشتر از دو!
نوا توکلی منظر - «انحراف معیار در علم آمار و ریاضی یکی از شاخص‌های پراکندگی است که نشان می‌دهد به‌طور میانگین، داده‌ها از مقدار متوسط، چه مقدار فاصله دارند. در مطالعات علمی، معمولا داده‌های با انحراف معیار بیشتر از دو، به‌عنوان داده‌های پرت، از تحلیل خارج می‌شوند»!
مدیریت شهری تهران در حوزه برنامه‌ریزی و طراحی شهری، بیش از یک دهه است که از وجود ماموریت‌های گوناگون و غیراستراتژیک، پراکنده و نامتجانس و درنتیجه افزایش تصمیم‌سازی‌های غیردانش‌بنیان و اولویت‌بندی‌هایی کمتر منطقی در توسعه شهر، رنج برده است. در یک کلام؛ ماموریت‌های برون‌سازمانی، انحراف معیارهای این دستگاه عظیم را در مسیر تعقیب ماموریت‌های واقعی و اصولی، به حداکثر رسانده است. ویژگی‌های ساختاری و سازمانی شهرداری تهران، در ۵٠ سال گذشته، در اثر اتخاذ یک رویکرد آسیب‌شناسانه به الزامات و نیازهای شهر، به شکل کنونی خود درآمده است. به این معنا که دست‌کم از اوایل دهه ۴٠ شمسی، پدیده‌هایی معلوم؛ مانند مهاجرت‌های سیل‌آسا به شهرها و نواحی حومه‌ای، افزایش نرخ ساخت‌وسازهای شهری، آلودگی‌های مختلف زیست محیطی، اغتشاشات بصری و صوتی، غلبه روزافزون ترافیک سواره بر حیات پیاده‌روهای شهر و گسترش بی‌برنامه پهنه‌های شهری بی‌امان رخ نمایانده‌اند. از سوی دیگر، مدیریت شهری همگام با بروز این پدیده‌های نامنتظره، بی‌آن‌که به صرافت اصلاح و به‌روزکردن ساختارهای مدیریتی خود، با کمک گرفتن از مطالعات تطبیقی و تحقیقی (و نه نسخه‌برداری عین‌به‌عین از رویه‌های سایر کشورها) بیفتد، هر وهله، با اضافه کردن یک بازوی اجرایی جدید به ساختار قبلی خود، برای رفع مشکل تازه‌نمایان‌شده، چاره اندیشیده است. این بازوها در حوزه‌های عملکردی خود دارای ماموریت‌های مشابه، موازی یا گاه متناقض بوده و صرف انرژی مدیریتی برای هماهنگی و سازماندهی این بازوهای موازی کار، چه‌بسا توان مجموعه را در حصول نتایج مقبول به فرسایش کشانده است. از دیگر پیامدهای چنین رشد و تورمی در بدنه‌های مدیریتی می‌توان افزایش هزینه‌های بالاسری شهرداری، افت کیفیت نظارت کارشناسی و افزایش فساد اداری را نام برد، اما موضوع موردنظر نگارنده در فرصت اجمالی این متن، اشاره به فرصت‌های ازدست‌رفته برای تدوین دانش‌بنیان ماموریت‌های سازمانی، اصلاح ساختارهای معیوب و افزایش توان کیفی و کمی بدنه‌های کارشناسی شهرداری، هم‌چنین اولویت‌بندی الزامات شهر و نه الزامات تبلیغاتی است.
به‌طور مثال، مراجع مربوط به الگوسازی و اجرا در طراحی و برنامه‌ریزی شهری در شهرداری تهران یا بهتر بگوییم مراجع مداخله‌کننده در لایه‌های مختلف کالبدی در فضاهای شهری مشخصا شامل نهادهایی به این شرح می‌شوند؛ معاونت معماری و شهرسازی، معاونت فنی و عمرانی، سازمان زیباسازی شهر تهران و سازمان پارک‌ها و فضای سبز (از معاونت خدمات شهری) و چند شرکت یا سازمان دیگر؛ مانند شرکت توسعه فضاهای فرهنگی از معاونت اجتماعی - فرهنگی و شرکت ساماندهی صنایع و مشاغل.
اولا که بسیاری از این سازمان‌ها و شرکت‌ها دارای ماموریت‌های مشابه و هم‌جنس هستند که به‌راحتی و با تنظیم یک برنامه راهبردی قابل ادغام در یکدیگرند. قطعا وضعیت کنونی، علاوه بر تبعات موازی‌کاری و اتلاف سرمایه، سیستم کلان مدیریتی را از موازین یکپارچگی و انسجام دور کرده است. دوم این‌که، با وضعیت کنونی، عملا مسیر تحقق مدیریت دانش‌بنیان با ساختارهای اصلاح‌پذیر و مشارکتی، طولانی و دست‌نیافتنی‌تر خواهد شد. به همه این موارد، تعریف و تبیین ماموریت‌های برون سازمانی و غیرمرتبط با شرح وظایف اصلی را نیز اضافه کنیم تا به حقیقت امر این انحراف معیار غیرقابل چشم‌پوشی پی ببریم.
استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع میباشد. طراحی و اجرا توسط: هنر رسانه