روزنامه سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگــی
 -  - 
15 مهر 1396  |  سیاست  |  کد خبر: 38145
0
0
به بهانه تجمع بازنشستگان فرهنگی در روز معلم
از مطالبات صنفی سیاست‌زدایی نکنیم
«این یک مطالبه صنفی است نه سیاسی»؛ «این شبکه سیاسی نیست»؛ «این نشریه غیرسیاسی و غیرایدئولوژیک است»؛ «ما فقط به مسائل غیرسیاسی زندگی مردم می‌پردازیم». این روزها این جملات بارها به‌گوش می‌رسد. مهم نیست که گوینده فعال کارگری، معلم یا مجری تلویزیون است. وسعت اعتقاد به کلام فوق به‌حدی است که دیگر امکان شناخت محدوده سیاست وجود ندارد.
هم‌زمان با 13 مهر، روزجهانی معلم، شماری از بازنشستگان و کارکنان آموزش و پرورش کشور برای بیان مطالبات خود مقابل سازمان برنامه و بودجه کشور در تهران و اداره کل آموزش پرورش در استان‌ها دست به تجمع زدند. این تجمع بنا به درخواست شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان کشور صورت گرفت. معلمان و بازنشستگان فرهنگی بیش از همه به‌دنبال اجرای قانون خدمتی کشور مصوب سال 86 بودند که نظام هماهنگی پرداخت را به‌همراه خواهد داشت. فراتر از آن تخصیص بودجه عادلانه برای کارکنان و بازنشستگان این وزارتخانه، مهم‌ترین خواسته تجمع‌کنندگان بود. اما در کنار این مضامین اصرار حاضران تجمع دیروز بر روی صنفی بودن خواسته‌ها و دوری‌گزینی از سیاست کاملا چشم‌گیر بود. در جای جای فضای شکل‌گرفته پلاکاردی با عنوان «مطالبات ما صنفی است نه سیاسی» به چشم می‌خورد. پلاکاردهای دیگری با این مضامین نیز در دست حضار بود: «معلم بیدار است؛ از تبعیض بیزار است»، «ارتقای شان و منزلت بازنشستگان و شاغلین فرهنگی»، «بودجه عادلانه برای همه» ، «خصوصی‌سازی آموزش و پرورش را متوقف کنید»، «دولت، مجلس؛ سکوت چرا؟»، « عدالت در بودجه؛ انگیزه در مدارس»، « حق تشکل‌یابی، حق قانونی معلمان است».
با دیدن این پلاکاردها برای هر ناظری این سوال پیش می‌آید که کجای این مطالبات غیرسیاسی است؟ اساسا باید پرسید اگر این مطالبات را سیاسی قلمداد کنیم چه اشکالی پیش می‌آید؟ دلیل اصرار معلمان و بازنشستگان بر غیرسیاسی بودن مطالباتشان چیست؟
خانم معلم بازنشسته‌ای در پاسخ به این سوال‌ها چنین می‌گوید:«همیشه غیرسیاسی است چون فقط بازنشسته‌ها هستند و این‌دفعه که فعالان دیگر مشاغل بودند برای معلمان، سیاسی هم شعار دادند. تجمع بازنشستگان برای قانون خدمت کشوری که سال 86 تصویب شد... قانون نظام هماهنگی پرداخت... دولت قبلی که هیچ، دولت جدید هم فقط وعده می‌دهد... اصرار داریم که بگوییم این تجمع صنفی است و نه سیاسی که به ما مجوز تجمع بدهند. الان به هماهنگی حقوق و بدهی‌های معوقه اعتراض دارند. ما فقط با معیشت و خدمات کار داریم.»
آقای بازنشسته‌ای می‌گوید:«فقط به نوع آموزش، حقوق و منزلت بازنشسته‌ها کارداریم. این‌هایی هم که دستگیر می‌شوند فقط به دنبال مطالبات صنفی بوده‌اند و اصلا کار سیاسی نمی‌کنند. ولی الکی با برچسب سیاسی مواجه می‌شوند.»
بدیهی است نه بازنشسته‌بودن حضار و نه مطالبات معیشت‌محور نمی تواند دلیلی بر غیرسیاسی بودن این نوع از تجمعات باشد. برای روشن شدن موضوع باید ابتدا به تعریف سیاست و امر سیاسی پرداخت. اگرچه سیاست را با تعاریف متنوع معرفی کرده‌اند، اما در مجموع می‌توان آن را حول مفهوم «قدرت» و «تقسیم منافع » بازشناخت. خلاصه‌ترین تعریف را می‌توان نزد هارولد لاسکی یافت. وی در تعریف علم سیاست چنین می‌گوید:«علم سیاست علمی است که نشان دهد چه کسی می‌برد؟ چه می‌برد؟ چه موقع می‌برد؟ چگونه می‌برد؟ و چرا می‌برد؟» به‌وضوح مشخص است که لاسکی سیاست را حوزه‌ای از زندگی انسان می‌داند که به شناسایی، توزیع و تجمیع منافع مرتبط است. از سوی دیگر تعاریفی که «قدرت» را محور سیاست تلقی می‌کنند به این نکته اشاره دارند که قدرت از وجوه مختلفی برخوردار است. در سطوح چهارگانه قدرت، اولین وجه آن قدرت تصمیم‌گیری است. قدرت تصمیم‌گیری ناظر بر افرادی است که توانایی تصمیم‌گیری توزیع منافع را نزد خود دارند. با همه این تعاریف می‌توان ادعا کرد هر موضوعی که به توزیع منافع، تخصیص بودجه و عدالت در تصمیم‌گیری مربوط است، امری سیاسی بوده و نباید آن را خارج از این حوزه تلقی کرد. با این اوصاف باید اعتراف کرد که جامعه ایرانی اعم از فعالان در مشاغل، اهالی رسانه و فرهنگ، کنش‌گران مدنی و غیره به‌نوعی به‌دنبال غیرسیاسی کردن موضوعات مختلف زندگی خود هستند. باید دقت کرد که این عملکرد امکان بروز دو نتیجه تاسف‌بار را به‌همراه خواهد داشت:
اول: اگر موضوعاتی مانند مطالبات صنفی را از سیاست جدا کنیم عملا امکان تحقق آن مطالبات را از بین برده‌ایم. دنیای سیاست مملو از ابزارهایی است که با طرح مسئله شفاف و شناخت موانع و دلایل عدم تحقق آن مطالبات می‌توان بدون حاشیه‌روی به سرمنزل مقصود دست یافت.
دوم: با خالی شدن ساحت سیاست از موضوعات زندگی روزمره و حیاتی مردم منجر شده که تنها تعداد محدودی کنش‌گر اعم از حکومتی و غیرحکومتی داعیه سیاسی‌بودن را برای خود در انحصار داشته باشند. امروزشاهد خلا وحشتناکی در حیطه سیاست‌گذاری کشور هستیم. مردم گمان می‌کنند که سیاست یعنی اظهارنظر و موضع‌گیری له یا علیه فلان شخص یا مقام حکومتی ولاغیر. همین خلا به‌وجود آمده باعث شده تا سیاست‌ورزی در ایران عملا فراموش شود. کنش‌گرانی که خود را تنها افراد فعال مجاز در امور سیاسی می‌دانند، بدون دغدغه به‌جای رفع مشکلات و رسیدگی به مطالبات اجتماعی به‌دنبال زد و بندهای داخلی میان خود و دیگر رقبا هستند.
بر کسی پوشیده نیست که این دو نتیجه بیش از آن‌که موجب حفظ مردم از خطرات ناشی از سیاست‌ورزی باشد، موجب تهی شدن و تضعیف هم‌گرایی اجتماعی و ایجاد شکاف و فاصله عمیق میان دولت و جامعه خواهد شد. بدیهی است خطرات این امر بیش از هر چیز کلیت نظام اجتماعی و سیاسی کشور را تحت‌تاثیر قرار خواهد داد.
استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع میباشد. طراحی و اجرا توسط: هنر رسانه