روزنامه سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگــی
 -  - 
26 تیر 1396  |  فرهنگ و هنر  |  کد خبر: 34183
0
0
بازخوانی آنتوان پاولوویچ چخوف داستان‌نویس و نمایش‌نامه‌نویس روس
نقش ماندگار بر رخسار ادبیات جهان
رویا احمدی‪-آنتوان پاولوویچ چخوف داستان‌نویس و نمایش‌نامه‌نویس برجسته روس از بطن جامعه برای تولیدات هنری خود بهره گرفته و همچنین دمادم با جامعه تعامل و تقابل دارد و نتایج ،حاکی از خلق هنری است که دوربین برجسته‌نما را به خواننده تقدیم می‌کند. پزشکی است که از علامت به علت دست یازیده و با نگاهی طبیبانه وارد عالم نویسندگی شده و در طی عمر کوتاهش به واکاوی عوامل وضعیتِ خوش‌ظاهر و به‌واقع بیمارگونه اجتماعش می پردازد. هسته فکری تقریباً همه داستان‌های او القای تنهایی و جدایی غلبه ناپذیرموجودات انسانی و عدم امکان تفاهم ایشان با یکدیگراست که در این مسلک هیچ نویسنده ای به پای او نمی‌رسد. آفریدگان وی فاقد شخصیت فردی هستند و به‌واقع شخصیت عنصری است که در قلمرو داستان‌های چخوف حضور ندارد. شخصیت‌هایی با زبان واحد که خاص خود نویسنده است که چون شخصیت‌های تولستوی و داستایوفسکی از لحن و آهنگ صدایشان قابل شناسایی نیستند. برش‌یافتگانی از مواد و مصالح عام و مشترک انسانی که از این منظر می‌توان وی را دموکرات ترین نویسنده نام نهاد. بی‌نظمی آشکار در کلمات، داستان‌های وی را بدل به نقاشی امپرسیونیست می‌کند که در نهایت به خلق اثری شگفت و شگرف می انجامد. نام چخوف در واقع به دلیل ابداع فرم‌های بکر تا به امروز بر تارک ادبیات جهان درخشیده است. ‬
‪در داستان‌های کوتاه، به ترسیم وضع موجود جامعه روسیه پرداخته و همچنین در نمایشنامه‌هایش فضای آشنا و خصلت‌های پیدا و پنهان اشخاص جامعه را با ظرافت به تصویر می‌کشد. اشخاصی با امیدها و آرزوهایی اغلب دست نیافتنی که همگی متعلق به قرن نوزدهم هستند و همچنین تحت تاثیر وضع موجود و به نوعی اسیر زمانه خویش گشته‌اند. اشخاصی ساده با کلامی کمابیش شاعرانه و پیرنگی از پرحرفی درعین بی‌عملی که دنیایی تار را با منفی‌بافی ترسیم می‌کنند. داستان نمایشنامه‌ها با انگیزه ایشان پیش نمی‌رود با این حال همین امید و آرزوهای این آدم‌هاست که هویت آنها را شکل می دهد و در قوام نمایش‌نامه موثر است. نمایشنامه هایی که بیشتر به گفت وگو و پرحرفی می گذرد تا رویداد؛ همگی در جایگاهی تقریباً برابر کنار هم قرار دارند و درعمل برتری خاصی نسبت به یکدیگر ندارند. بنابراین نباید منتظر کشمکش مرسوم باشیم. رمز موفقیت این پزشک جوان، علاوه بر جادوی قلمش، در تجزیه گری‌ ریزبینانه نهفته است. تکه‌های دقیق و حساب شده را از میان وضع موجود جامعه انتخاب می‌کند و در نهایت در عین سکون و بی حرکتی چیدمانی را پیش روی مخاطب می گذارد که سرشار از جنبش‌هایی ریز و درهم تنیده است. و این هنر چخوف است که با تجزیه نور و رنگ از آدم ها و محیط پیش رویشان در لحظه ای خاص از زمان نقشی می‌زند ماندگار بر رخسار ادبیات جهان. شکوفایی وی در دوره‌ای شکل گرفت که حضور ادبیات را تنها در خدمت آرمان مردم محق می‌پنداشتند و چخوف ویژگی‌هایی خاص مسلک خود برای داستان برمی‌شمرد که فقدان لفاظی های سیاسی و اجتماعی، عینیت محض، توصیف صادقانه آدم ها و اشیاء، ایجاز کامل ، گریز از الگوهای قالبی از این میان قابل تامل هستند .‬
‪سخن آخر اینکه چخوف از زمان خود جلوتر بود چراکه در درام نوعی ساختار باز را سال‌ها پیش تجربه کرده بود و سالروز وداع خاکی وی با قلم‌فرسایی بهانه‌ای است تا چندی در شگرفی آثارش تعمق کرده و آوازه وی را به نسل‌های آینده منتقل نماییم.‬
‪برشی از دفترچه یادداشت چخوف:((فقط در زمان آینده است که صحنه مبدل به هنر خواهد شد، حال آنکه اکنون صحنه فقط مبارزه درراه آینده است.)) واین آینده ای نزدیک بود که در زمان خود چخوف و به یمن وجود او تحقق یافت.‬
استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع میباشد. طراحی و اجرا توسط: هنر رسانه