روزنامه سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگــی
 -  - 
26 اسفند 1395  |  ورزش  |  کد خبر: 28638
0
0
نگرش نوروزی
دکتر محمدعلی نویدی- اندیشیدن به نوروز به‌مثابه یک نگاه و نگرش و رویکرد تبارمند و تاریخی و اصیل، می‌تواند در تبیین و تحلیل و اثرگذاری در زندگی انسان، خصوصا انسان ایرانی و فرهنگ ایران، به‌عنوان یکی از ارکان و پایه‌های هویتی، بسیار کارآمد و کارساز باشد. نگرش و بینش نوروزی با تاریخ و گذشته و اکنون و وضع حال و احوال آینده و آتی ما ایرانیان و ایرانی‌تباران و در معنای موسع با اوضاع زندگی آدمیان مرتبط است. این دیدگاه که نوروز ایرانی، یک نگرش و رهیافت به زندگی است، هم از طریق تاریخ و تجربه و هم از راه برهان و استدلال و هم به‌وسیله واقعیت عینی و ملموس زندگی قابل اثبات و ثبوت است؛ در مجال و مقال کوتاه و مختصر و مجمل به بیان برخی از قواعد و بنیان‌های این نگرش با ارایه نمودها و نشان عینی و تاریخی می‌پردازیم:
قاعده اول: اساسا، انسان و طبع آدمی چنان است که در فضا و محیط سبز و خرم و زیبا و دل‌گشا و فرح‌بخش، شادمان و منبسط و مفرح جسمی و روحی پیدا می‌کند؛ بنابراین خرمی طبیعت و محیط زیست با خوشی واقعی آدمی مناسبت دارد؛ شاید راز و رمز اهمیت و اعتنا به محیط زیست و جلوگیری از تخریب طبیعت ریشه در این قاعده داشته باشد که با اصل زندگی انسان مرتبط است؛ علت اینکه محیط‌های سرسبز و خرم، مثل شمال ایران و سایر جای زیبا و سرسبز برای تفریح و سلامتی و شادی و نشاط مناسب و موافق طبع می‌باشد، در این ویژگی ذاتی طبیعت انسان نهفته است؛ کوه‌ها و رودخانه‌ها و دره‌های سبز و خرم و اشتیاق سکونت و استقرار بشر در اطراف و اکناف آنها خود بیانگر درستی و واقعیت این قاعده است؛ در نوروز توجه به سبزه و طبیعت و تفرج و گردش و تفریح و رفع دلتنگی و گشایش‌خاطر و رفتن به دامن فضای سبز و خرم، حاکی از این و رویاندن سبزه و درختکاری و زیباسازی نمود‌ها و نشان‌های این صحت این قاعده و نقش بنیادی آن در نگرش نوروزی است؛ در واقع، جسم و جان آدمی با خرمی طبیعت و جهان و محیط زیست، خوشی و خوبی و نیکی دارد.
قاعده دوم: انسان موجودی است که به دلیل عقل و اختیار یا داشتن قوه و توان آگاهی و آزادی، مدنی‌الطبع و دارای زیست جمعی و اجتماعی است؛ یعنی، کلیت وجود و زندگی انسان با زیست جمعی و داشتن روابط و ارتباطات جمعی و گروهی مناسبت و موافقت دارد؛ به تعبیر دیگر زندگی انسان در درون روابط جمعی و تعاملات اجتماعی امکان رشد و بالندگی پیدا می‌کند و انبساط و گشایش برای وی فراهم می‌سازد؛ در نگرش نوروزی، یکی از نمادها و نمودهای بارز رفت‌ و آمدها و دید و بازدیدها و دیدارها و گفتارها و تجدید زیارت‌ها و صله ارحام و اجتماعی شدن خاص و ارتباطات فامیلی و آشنایی است؛ گویی نوروز گاه و وقت خروج از انزوا و رفتن به متن اجتماع و توجه و تفطن به زیست جمعی و زندگی گروهی و مدنی است. این ارتباطات و رونق روابط و تجدید مناسبات موجب رشد و فربهی جسم و جان و قوام و دوام افزونتر زندگی اجتماعی و مدنی انسان‌ها می‌شود و این پتانسیل و امکان در نگرش نوروزی کاملا هویدا است.
قاعده سوم: اصل زایش و رویش و تولد و به‌وجود آمدن و اثرهای نو ایجاد شدن با شادی و شکوفایی و بهتری و بهبودی زندگی آدمی مناسبت واقعی و عینی دارد؛ یعنی نوروز که نوید بهار و رویش و پویش و زایش طبیعت و موجودات است با اصل پویایی و پایندگی و اثربخشی زندگی انسان پیوند ناگسستنی و ارتباط پاره‌ناشدنی دارد؛ نمود و نشان این قاعده را در سرتاسر نوروز و بهار و مجموعه مراسم نوروزی می‌توان به وضوح و روشنی مشاهده کرد؛ کشت و کار کشاورزی، جنبش و حرکت و فعالیت پرندگان و چرندگان و موجودات صحرایی و جاری شدن رودخانه‌ها و سبز شدن زمین‌ها و دشت و دمن و کوه و جنگل و تحرک فزون‌تر آدمی و فعالیت‌های بیرونی و ساخت و سازهای مسکونی و افزایش سفرهای درونی و بیرونی همه حکایت از نوروز و زایش‌ها و تولدها و رخ تاباندن‌ها دارد.
قاعده چهارم: نو شدن و تازه گشتن در زندگی انسان، سبب تابناکی و درخشندگی زندگی می‌شود؛ نگرش نوروزی، یکی از بهترین حقایق و نمادهای نوشدگی و تازه گشتگی و شادابی و برجستگی زندگی آدمی را به نمایش گذاشته و می‌گذارد؛ این نوشدن همه‌چیز، موجب انبساط و فرح در زندگی می‌شود و یک حس عمیق و درک معنادار و انرژی مثبت و اثر پرتوان به زندگی تزریق می‌نماید.
قاعده پنجم: انسان به حسب فطرت و طبیعت و عقل و فهم خود، تغییر و دگرگونی ملایم و ملاطف با حال و وضع خود را به دگرگونی و تغییر و تحول جهش‌مند و خشن و دفعی و ناسازگار با اوضاع درون و بیرون زندگی ترجیح و برتری می‌دهد؛ یعنی آدمی اساسا، تغییر نرم و طبیعی را به تغییر خشن و توام با جنگ و نزاع ترجیح می‌دهد؛ نوروز، تغییر ملایم و طبیعی در زندگی انسان و حیات اجتماعی است؛ تغییر و تحول ملایم و موافق طبع آدمی، در مقابل تغییر تصنعی و ساختگی و با زور و اجبار و اکراه و تحمیل. در نوروز، انسان هماهنگ با طبیعت و تغییر طبیعی و نوشدن جهان پیرامونی، به تغییر و تحول طبیعی و موافق فطرت و عقل دست می‌یازد؛ دگرگونی در وضع و حال ظاهری زندگی در نوروز نمادها و نمودهای بین و آشکار دارد؛ اگر این دگرگونی به ساحت باطن و حقیقت امور و کارهای زندگی رسوخ و نفوذ یابد، این تحول و دگرگونی مانا و پایا می‌شود و در زندگی تاثیر عمیق و اثربخش می‌گذارد.قاعده ششم: نگرش نوروزی، یک نگرش و بینش ترکیبی و تلفیقی است؛ یعنی سنت و ریشه و آداب و رسوم دیرین و کهن و تاریخ و تباردار، با سنت و روش و شیوه‌های نو ترکیب و تلفیق پیدا می‌کند. این نوع ترکیب و تلفیق سبب رشد و توسعه و تعالی و ترقی زندگی می‌گردد. این نگرش، ریشه‌ها و اصل‌ها و بنیان‌ها را از دست نمی‌دهد و از سوی دیگر، در کهنگی نمی‌ماند و در سنت پوسیده توقف نمی‌کند بلکه، حسب ضرورت و نیاز زندگی و پیش آمدن حاجات و احتیاحات و شرایط و اقتضاییات و همراه با مدرن شدن ابزارها و امکانات و شرایط زندگی، به روز و تازه می‌گردد؛ در نوروز این ترکیب و تلفیق نمودها و نشانه‌های فراوان دارد. درک و فهم نوروز به عنوان یک نگرش و دیدگاه، محتاج اندیشیدن و تامل ورزیدن و بازسازی اندیشه و عمل و اثر انسان حق‌خواه و حقیقت‌طلب است؛ نوروز جلوه جمال و تجلی اسماء و صفات بارز خدای خالق است؛ نگرش نوروزی از جنس تفکر و نحوه نگاه ایرانی و خردمندی ایرانیان می‌تواند تلقی گردد.
اخبار مرتبط
دیدگاه کاربران

ارسال دیدگاه
نام :    ایمیل : 

عکس خوانده نمی شود کد امنیتی :      
استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع میباشد. طراحی و اجرا توسط: هنر رسانه