روزنامه سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگــی
 -  - 
23 دی 1395  |  جامعه  |  کد خبر: 25169
0
0
حفظ‌کننده‌های کوچک و عصر باسوادان بی سواد
105 سال است که از قانون اجباری شدن سواد در ایران می‌گذرد. در تمام این سال ها دولت‌ها تلاش کرده‌اند بی‌سوادی را در کشور ریشه کن کنند و سیستم آموزشی مدرن را توسعه داده‌اند و سهم چشمگیری از بودجه کشور برای سوادآموزی هزینه شده است. اما به رغم همه تلاش‌ها با تغییر بنیادین تعریف سواد باز دچار عقب ماندگی های معناداری در حوزه افراد باسواد هستیم.
یک کارشناس مسائل آموزشی درباره وضعیت نظام آموزشی ایران در ارتباط با تحول مفهومی در ماهیت سواد می‌گوید: آدم باسواد در فرهنگ ما یعنی کسی که خواندن و نوشتن بلد است، اما اخیرا این موضوع متحول شده و در منابع تخصصی آنچه به‌عنوان سواد مطرح است معنای عمیق‌تر و دقیق‌تری دارد.
به گفته محمد رضایی، متاسفانه بسیاری تصور می‌کنند که لفظ سواد نمی‌تواند مجموعه شایستگی‌هایی را که نظام آموزشی باید در بچه‌ها محقق کند و پاسخگو باشد برساند و ذهن مخاطب را به سمت همان معنای سنتی و سطحی می‌برد، لذا برای به کار بردن کلمه سواد مقاومت می‌کنند. به گفته این کارشناس حوزه آموزشی؛ آموزش و پرورش باید به دنبال آن باشد که جامعه سواد اجتماعی، هنری، ریاضی، علمی و فناوری داشته باشد.
یک کارشناس مسائل آموزش پرورش نیز در این باره می‌گوید: دانش‌آموزان ایرانی بعد از ۱۲ سال قدرت خودیابی ندارند و با محیط اطراف نمی‌توانند ارتباط برقرار کنند. حمید ایمانی، می‌گوید: تعریف یونسکو از سواد یعنی خواندن، نوشتن و فهمیدن که در این فهمیدن ۱۵ تا ۳۴ ویژگی و شایستگی آورده شده است. متاسفانه ما در آموزش و پرورشمان اجازه ابراز وجود و شکوفایی به بچه‌ها را نمی‌دهیم. به گفته این کارشناس؛ با یک کتاب آموزش مهارت‌های زندگی هم نمی‌توان این مشکل خودشکوفایی دانش‌آموزان را حل کرد. یکی از راه‌ها این است که آزادی عمل دانش‌آموزان را زیاد کنیم تا کمبود آموزش‌های مهارتی را جبران کنیم.
ایمانی ادامه می‌دهد: باسواد شدن اگر در یک مجموعه آزادی انتخاب و عمل اتفاق بیفتد، پیامدها و دستاوردهای محسوس‌تر و ارزنده‌تری دارد و نتیجه کار در نظام آموزشی تبدیل به یک سری محفوظات نمی‌شود که بعدا هم هیچ کاربردی ندارد.
این کارشناس حوزه آموزش و پرورش، می‌گوید: در حال حاضربیشتر دانش‌آموزان ما دارای یکسری معلومات سطحی و اندک هستند که در ادامه راه زندگی به کارشان نمی‌آید.
حسین قاسمی دبیر قدیمی و بازنشسته در خصوص تعریف نوین سواد هم می‌گوید: انسان باسواد انسانی است که ضمن برخورداری حداقلی از سواد خواندن و نوشتن، بتواند توانایی برقراری ارتباط درست با انسان‌های دیگر، طبیعت، خود و خدا را داشته باشد؛ به همین سبب است که امروزه در برخی از کشورهای پیشرفته جهان، سخن از سواد اخلاقی، سواد رسانه‌ای، سواد عاطفی، سواد فرهنگی و... به میان می‌آید. امروزه و با گسترش سرسام‌آور فناوری‌های نوین، نمی‌توان کسی را که تنها خواندن و نوشتن می‌داند و از استفاده از ابراز نوینی چون رایانه ناتوان است، باسواد خواند. حتی فهم عرفی مردم ما هم این تعریف از سواد را زیر سوال می‌برد. مثلا مشاهده می‌کنیم که فردی که با مدرک مثلا دکترا، سست‌ترین و غیرمنطقی‌ترین حرف‌ها را بر زبان می‌آورد، سواد و مدرکش از سوی بسیاری از مردم زیرسوال می‌رود. بنابراین حداقل دو تعریف از سواد می‌توان ارائه داد: تعریف سنتی و تعریف مدرن.
او ادامه می دهد: اگر قبول کنیم که درآموزش و پرورش ایران، مراد از سواد فقط خواندن و نوشتن است، به نظر می‌رسد که آموزش و پرورش به این هدف خود نائل می‌شود،
به این معنی که فارغ‌التحصیلان این نظام آموزشی بعد از اتمام دوره دبستان، توانایی حداقلی در خواندن و نوشتن را دارند. اما اگر مراد از سواد، سواد به معنای سواد مدرن باشد، البته نظام آموزشی ما در این زمینه چندان توانا نیست که بسیار از آموزش و پرورش غیررسمی کشور هم عقب‌تر است؛ یعنی به نظر می‌رسد دانش‌آموزان این نظام آموزشی، چیزهایی مانند سواد عاطفی، سواد اخلاقی، سواد رسانه‌ای و سواد تفکر انتقادی را نمی‌آموزند و اصلا برای نظام آموزشی ما مساله و دغدغه
نیست.
در واقع به‌طور سیستماتیک این چیزها در مدارس ما آموزش داده نمی‌شود. اگر هم بتوان از این‌گونه سوادها سراغی در مدارس گرفت، بستگی به ذوق و سلیقه و ابتکار و خلاقیت معلمان آن مدارس دارد؛ وگرنه سیستم آموزش و پرورش چنین چیزی را از آنها نخواسته است. البته نسیمی از این معنای مدرن از سواد در گفته‌های برخی از مسئولان آموزش و پرورش وزیدن گرفته است اما به نظرم آن قدر مشغول کارهای روزمره هستند که آن نسیم‌های اندک هم فرصت وزیدن پیدا نمی‌کنند.
این دبیر قدیمی آموزش و پرورش معتقد است: امروزه نه تنها دانش‌آموزان ما مهارت خاصی را به‌طور حرفه‌ای در مدارس نمی‌آموزند، که حتی در سطح دانش هم نوعی عقب‌گرد به‌وجود آمده است؛ فارغ‌التحصیلان ما از کمترین سطح سواد اطلاعات عمومی برخوردارند. متاسفانه گسترش بی‌رویه و بی‌حساب و کتاب دانشگاه، علم و دانش را به مرتبه نازلی رسانده است به طور مثال فردی با نمرات منفی، موفق به نشستن در دوره کارشناسی ارشد و حتی دکترا می‌شود، بدون اینکه حداقل دانش را داشته باشد. غلبه کمیت بر کیفیت بلای امروز جامعه ما است. این هم در دانشگاه‌ها دیده می‌شود و هم در مدارس.
چند سال پیش مردودی سال اول دبیرستان را برداشتند و دانش‌آموز با کمترین سطح دانش و به‌رغم تجدیدی های فراوان، به کلاس بالاتر می‌رفت. در واقع دوستان برای حل مساله افت تحصیلی فراوان در سال اول دبیرستان، صورت مساله را پاک کردند و مردودی را برداشتند.
با این وصف نظام آموزش و پرورش ما در مقام تحقق نه تنها در آموزش مهارت به دانش‌آموزان ناتوان شده است که حتی در آموزش حداقل سطح دانش و علم نیز ناکارآمد است. به بحث مهارت‌های زندگی نمی‌پردازم که چندان جایی در نظام آموزشی ما ندارند.
گزارش از: نورا حسینی ـ روزنامه‌نگار
استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع میباشد. طراحی و اجرا توسط: هنر رسانه