روزنامه سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگــی
 -  - 
23 آذر 1395  |  سیاست  |  کد خبر: 23480
0
0
پاسخ به ادعاهایی درباره بیضایی
آدینه خجسته‌پور/ پژوهشگر دکترای مطالعات فرهنگی و رسانه دانشگاه ووپرتال، آلمان- دیگر انتشار کذب و توهین و افترا از جانب جناحی خاص به امری عادی تبدیل شده‌ است. برخی که از قضا خود را نماینده واقعی انقلاب می‌دانند، از تریبون خود فقط به آن‌چه تصور می‌کنند مچ‌گیری است، می‌پردازند. در این حمله‌ها هراز چند گاهی (یعنی زمانی که آقایان از توهین به شخصیت‌های سیاسی فارغ می‌شوند،) هنرمندانِ بی‌نوا هدف قرار می‌گیرند و اتفاقاً این قشر مظلوم‌ترین آماج این حمله‌ها هستند، چرا که به دلیل برخوردار بودن از روحیه گذشت و بزرگواری در خیلی از موارد سکوت کرده و بر این تهمت‌ها به تصوّر توهین‌کنندگان، مهر تایید می‌زنند. سردمدارِ تهمت و اهانت، پس از انتشار گزارشی سراسر تمسخر از نمایش «مجلس ضربت زدن» به کارگردانی هنرمند فرهیخته تئاتر، استاد محمد رحمانیان، این بار به سراغ نویسنده این نمایشنامه یعنی استاد «بهرام بیضایی» رفته و ایشان را نواخته است! در صفحه ادب و هنر آن روزنامه در روز سه‌شنبه 16 آذر 95، از استاد بیضایی با ادبیاتی سخیف و هتّاکانه یاد شده و ایشان یک «کارگردان فراری» و «لاییک و غیر مذهبی» و آثار ایشان «مبتذل» نامیده شده‌است.
این بار البته هنرمندان کشورمان در مقابل توهین به مقام استاد مسلّم نمایش و سینما ساکت نمانده‌اند و واکنش‌ها به خصوص در فضای مجازی همچنان ادامه دارد. پرویز پرستویی با انتقاد از کیهان در صفحه شخصی‌اش نوشته: «فقط به شما یادآور می‌شوم و یک اثر از استاد نام می‌برم؛ فیلمنامه فیلم سینمایی روز واقعه که غیر از سینما، یکی از افتخارات صداوسیمای ایران است که هرساله در ایام دهه محرم، به مناسبت شهادت امام حسین(ع) نشان می‌دهد.» تینا پاکروان هم گفته:«چه کسی از ایران فرار کرده که شما چنین گستاخانه و بی‌محابا از فرار می‌گویید؟ کسی که بیش از همه دلش برای ایران و ایرانی و زبان پارسی تپید و بیش از شمارگان سن شما تعداد آثارش است که یکی از یکی بیشتر ایرانی است و عاشق این مرزوبوم». پاسخ‌های این هنرمندان به درستی گویای همه چیز هست و نیازی به تکرار نکات ارزشمند این عزیزان نیست. اما یادآوری نکاتی هرچند کوچک ضروری به نظر می‌رسد:
- در این مطلب از برگزاری جشنواره‌ای به نام استاد بیضایی ابراز نگرانی شده است. نگرانی از اینکه مبادا با برگزاری جشنواره‌ای که یک دانشگاه علمی -کاربردی برگزار می‌کند و شاید خود بیضایی هم از آن بی‌خبر باشد، اندیشه‌های «لاییک» و «ضد اسلامی» استاد رواج داده شود! حتی با فرض این‌که که این نگرانی صحیح باشد، جا دارد از این روزنامه محترم پرسید که شما خود برای نشر اندیشه‌های اسلامی چه اقدامی کردید؟ آیا با رویکرد همیشگی‌تان مبتنی بر هتّاکی و تمسخر و افترا، در جهت ترویج اندیشه‌های اسلامی حرکت می‌کنید؟ نگاهی گذرا به آیات، احادیث و روایات ما کافی است که عکس این مطلب را ثابت کند. حتی در صورتی که بهایی بودن چند عضو خانواده ایشان صحیح باشد (مسئله‌ای که هیچ ربطی به شخص استاد ندارد)، با درشت‌نمایی این مسئله و تلاش برای چسباندن نسبت «بهایی» به بیضایی، به قول نویسنده‌ای به جای کوچک کردن استاد، بهائیت را بزرگ و برای آن تبلیغ کرده‌ است. آیا بهتر نیست به جای تلاش برای به قول خودتان مچ‌گیری با بیرون کشیدن سابقه خانوادگی افراد و نسبت دادن ایشان به انواع مسلک‌ها، بر بخش‌های دیگری از سابقه خانوادگی ایشان مانند تربیت معنوی و بالیدن در خانواده‌ای دست‌اندرکار تعزیه، تاکید کنید؟ پدر ایشان، استاد نعمت‌الله ذکایی بیضایی و همچنین پدربزرگ ایشان ابن‌روح آرانی و برخی دیگر از اعضای خانواده‌اش تعزیه‌خوان و دست‌اندرکار برگزاری تعزیه بوده‌اند، که ارادت خانوادگی ایشان را به سالار شهیدان نشان می‌دهد. همین تربیت در کودکی منجر به آشنایی استاد با هنر تعزیه و تقلید و بعدها کشف قابلیّت‌های عظیم این هنر برای طرح مسایل امروزی شد؛ سنت و هنری ایرانی و اسلامی، که استاد هنوز هم در خارج از کشور ظرفیّت‌های آن را به جهانیان می‌شناساند.- خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد و اسلام مانند بسیاری دین‌های دیگر بر اساس نیکی و زیبایی بنا شده است. سوال اینجاست که کدام یک به اسلام واقعی نزدیک‌ترند؟ کسی که خشونت و هتّاکی و تهمت را مشی خود قرار داده، یا هنرمندی که به زیباترین شکل مفاهیم ارزشی را به مخاطب معرفی کرده است؟ خواه این مفاهیم بخش‌هایی از تاریخ شیعه باشد که در آثار بسیارِ که تنها یک نمونه آن فیلمنامه روز واقعه است نمود یافته، و خواه سنت تعزیه و تقلید که حتی وارد هنر سینما نیز شده است. به راستی شما که دغدغه ترویج اندیشه‌های ارزشی را دارید، تاکنون از خود پرسیده‌اید چه اتفاقی افتاده‌ است که در تمام این سال‌های پس از انقلاب اسلامی، با خرج بودجه‌های خارج از حد تصور برای ساخت فیلم‌های «فاخر»، صدا و سیما همچنان در ایام محرم، فیلم روز واقعه را نشان می‌دهد؟ آیا به این دلیل نیست که برخلاف این فیلم‌های «فاخر» سفارشی، این تک اثر ماندگار از دل نویسنده برآمده و لاجرم بر دل میلیون‌ها تماشاگر نشسته ‌است؟
- در بخشی از مطلب آمده: «بیضایی در سال‌های پس از انقلاب هم با سوءاستفاده از بی‌بصیرتی برخی مدیران فرهنگی و متولیان سینمایی، همان روال سینمای قبل از انقلاب خود در ضدیت با فرهنگ اسلامی را ادامه داد». دو نکته در این جمله و تاکید آن بر فعالیت‌های سینمایی قبل و بعد از انقلاب استاد قابل تامل است: اول، تقبیح فعالیت سینمایی پیش از انقلاب استاد. جا دارد کیهان و تمامی مخاطبین و همفکران آن، توجه کنند که در فضای سینمایی پیش از انقلاب، اگر تنها یک کارگردان به مبارزه با سینمای طاغوتی پرداخته و در مقابل آن سینمایی ارزشی را عرضه کرده باشد، آن شخص بهرام بیضایی است. اگر خانواده را که در اسلام آن همه روی آن تاکید شده، ارزش بدانیم و اگر عنصر محوری و رکن اساسی خانواده را زن، آن‌گاه می‌توان به اهمیت کار بیضایی پی‌برد. در فضای فاسد سینمای موسوم به فیلم‌فارسی که زن هیچ ارزشی نداشت، و زنان یا رقاصه‌هایی در کاباره بودند یا نشسته در حاشیه میز قمار مردان، و تنها حضور آن‌ها به اشک ریختن برای بدبختی‌ها، لکّه ننگ خانواده بودن، یا خودکشی محدود می‌شد، حتی سینمای متفاوت موسوم به روشنفکری که داعیه مبارزه با فیلم‌فارسی را داشت و نام‌های بزرگی در میان فیلمسازان آن به چشم می‌خورد، نتوانست جایگاهی درخور برای زن در سینما عرضه کند. در این میان تنها بهرام بیضایی بود که توانست زن را از حضیض به اوج ببرد و با تکیه بر صفات نیکوی زن همچون نجابت، مهربانی، و در عین حال هوش و ذکاوت و شجاعت و شهامت و بزرگواری و تلاش و کوشش، چهره‌ای دیگرگونه از زن ایرانی بر پرده سینما نشان دهد. چهره‌ای قدرتمند که همواره در دل جامعه وجود داشت، اما سینما به عمد یا به سهو آن را نادیده می‌گرفت. از این نظر بیضایی را می‌توان یکی از ارزشی‌تری فیلمسازان ایران دانست؛ کسی که با ارائه الگویی از فیلم متفاوت و پایبند به ارزش‌های زن ایرانی راه را برای فیلمسازان بعدی هموار کرد. توجه به همین نکته نخست کافی است تا نکته بعدی مطلبِ کیهان یعنی «همان رویه در سینمای پس از انقلاب»! را روشن کند. بیضایی همان روال سینمای قبل از انقلاب خود را پس از انقلاب هم ادامه داد. با تکیه بر صفات نیکوی انسانی همچون مهر و محبت و گذشت و فداکاری باز هم حماسه‌ای چون «باشو، غریبه کوچک» را آفرید که فریاد وحدت‌خواهی و میهن‌پرستی و انسان‌دوستی در آن اشک بر چشم هر بیننده‌ای جاری می‌کند و قهرمان این حماسه کسی نیست جز یک «مادر». تاثیر همان یک سکانس خراب شدن خانه باشو در این فیلم، از صدها فیلم دفاع مقدس که با بودجه‌های کلان ساخته شده بیشتر است. اگر ناراحتی آقایان از این است که چرا قهرمان فیلم‌های او رزمنده‌های جنگ نیستند، باید باز اهمیت مادران را در دفاع مقدس یادآور شویم. که یک نمونه اخیر تصویری آن فیلم شیار 143 است.
و در پایان باید از این روزنامه محترم که نگران هدر رفتن «امکانات و هزینه بیت‌المال» برای برگزاری جشنواره‌ای به نام بهرام بیضایی است، پرسید که خود در طول سالیان فعالیت، چه اقدام مفیدی با هزینه بیت‌المال کرده است؟ آیا استفاده از «امکانات و هزینه بیت‌المال» برای چاپ هرروزه توهین و تهمت و افترا، بیشتر از برگزاری جشنواره‌ای فرهنگی و پژوهشی، جای نگرانی ندارد؟
کاش مسئولان به خود می‌آمدند تا یک روزنامه به این حد از گستاخی نرسد...
کاش با رفتارهایی این‌چنین، این گوهر ارزشمند را از ساحل وطن به آن سوی آب‌ها نمی‌راندیم...
هر چند بیضایی در آن سوی دنیا هم نشان داده است که چقدر دغدغه فرهنگ ایران زمین را دارد.
استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع میباشد. طراحی و اجرا توسط: هنر رسانه